احمد رضا
غضنفر مشغول شستن ماشینش بود. ازش پرسیدند: چرا از پلاک ماشین شروع کردی؟ جواب داد: آخر دفعه قبل که ماشین میشستم، وقتی به پلاکش رسیدم، دیدم ماشین خودم نیست
احمد رضا
اشکهایی که به پهنای صورت جاری میشود ..به وسعت یک عمر... به عظمت همان عشق...
احمد رضا
کمی گیجم کمی منگم عجیب است پریده بی جهت رنگم عجیب است تو را دیدم همین یک ساعت پیش برایت باز دلتنگم عجیب است ...................................
احمد رضا
قلب کال مـن در فصل دست های تــو می رسـد فصـلی برای تمـــــام رؤیــاها دستــی برای تمـــام فصل ها
احمد رضا
تنهايی هايتان را پيش فروش نكنيد ... فصل اش كه برسد به قيمت میخرند......
احمد رضا
افسانه ها را رها كن دوري و دوستي كدام است؟؟ فاصله هايند كه عشق را مي بلعند ... تو اگر نباشی........ ديگري جايت را پر ميكند!! به همين سادگي.!!!
احمد رضا
بوسه ی عشق به لبهای ترت خواهم زد تیر ی از جنس وفا بر جگرت خواهم زد ترک این مست مکن تا نشوم پست زمان گر نخواهی تو مرا باز درت خواهم زد
احمد رضا
چه ساده تقويم را بي تو ورق ميزنم .......................... و روزها را با خطي ساده ،........................... به اتمام ميرسانم .......... بي تو همه چيز ساده است و بي معنا .
احمد رضا
تنهايي همين است ... تكرار نامنظم من بي تو ! بی آنکه بدانی ... برای تو نفس می کشیدم !!! ........................................................................................................................
احمد رضا
نگفته ام
به هيچ كس
روحم مرد
قلبم شكست
اما
اينگونه ، آرام
در آغوش كسي نخفته ام
احمد رضا
سلاااااااااااااااااااام سلاااااااااااااااااااام ............................