احمد رضا
دخترک برگشت چقدر بزرگ شده بود پرسیدم : پس کبریتات کو ؟ پوزخندی زد گونهاش آتیش بود ، سرخ ، زرد ......گفتم : می خوام امشب با کبریتای تو ، این سرزمین رو به آتیش بکشم دخترک نگاهی انداخت ، تنم لرزید گفت : کبریت هام رو نخریدن سالهاست تن می فروشم می خری !!!؟؟؟
احمد رضا
اگر به مهمانی گرگ می روید ، سگ خود را به همراه ببرید . گوته
احمد رضا
آدم برفی تنها یک پا دارد و چشمانش دگمه است و پیراهنش کهنه پاره ای .... ... اما می خندد .
احمد رضا
یقه ی آسمان را ول کن ! خدا که کاره ای نبود ...! ما از " ما " بودن ترسیدیم !!
احمد رضا
هرگاه احساس کردی که گناه کسی انقدر بزرگ است که نمیتوانی آن را ببخشی بدان که اشکال در کوچکی روح توست. نه در بزرگی گناهی آن.
احمد رضا
کلاغ پر...؟؟نه .. کلاغ را بگذاریم برای آخر .... نگاهت پر... صدایت پر ... دوستیمان پر.... .........وجودم پر.... مهربانیت پر .... هر چه گفتی پر.... جوانی ام پر .... من هم پر.... اما خاطراتت نه، همین جا هستند حتی کمی جا به جا هم نشدن تا چه رسد به پر!!!!!!
احمد رضا
خندیدن، خوب است . قهقهه، عالی است گریستن، آدم را آرام می کند اما... لعنت بر بغض.... .
احمد رضا
تمام روزهایی که سرگرمیت بودم ، زندگیم بودی ..
احمد رضا
درد دارد ، باور کن درد دارد ! که بدانی معشوقه ات مرحمِ نیازِ هزاران دیگری بوده و هست . . . .
احمد رضا
رفتن بهـــانه نمی خواهد بهانه های مـــاندن که تمـــام شود کـــا[!]ت ...
احمد رضا
پسر : من اندازه ساسان مايه دار نيستم مثل اون بنز ندارم…. اما عاشقتم.. دختر: من هم عاشقتم ، داشتي مي گفتي ساسان ديگه چي ها داره؟