ツglorious sunツخورشید بانو
سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی ........شاید امشب سوزش این زخم هارا کم کنی.......... آه باران من سراپای وجودم آتش است......... پس بزن باران بزن شاید تو خاموشم کنی...
ツglorious sunツخورشید بانو
باز باران بارید
خیس شد خاطره ها
مرحبا بر دل ابری هوا
هرکجاهستی باش
آسمانت آبی
وتمام دلت ازغصه دنیا خالی..
ツglorious sunツخورشید بانو
فعلا بابای دنبالرا ...من برم به امتحانم برسم......تا شب....به امید دیدار................
ツglorious sunツخورشید بانو
بیا با من مدارا کن......................که من مجنونم و مستم.............
ツglorious sunツخورشید بانو
شب فراغ که داند که تا سحر چند است مگر کسی که به زندان عاشقی بند است
ツglorious sunツخورشید بانو
it is hard to tell your mind to stop loving............when your heart still does
ツglorious sunツخورشید بانو
بزرگترين بدبختی آن است كه تحمل كشيدن بار بدبختی را نداشته باشيم (باس)

13 سال و 19 روز و 14 ساعت و 11 دقيقه قبل