دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ツglorious sunツخورشید بانو

دختر ها شیطنت های خاص خودشان را دارند! برچسب هرزگی بر خنده های آنان نزن!!!!!!!!!!!!! درباره »
ツglorious sunツخورشید بانو
زن - متاهل
امتیاز: 7506

دنبال‌شدگان

(803 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(748 کاربر)

گروه‌ها

(99 گروه)

بازدید

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

منــــو با نـــــگیر مــــن چیـــزیهـــ کــــه ... امــــــا مــــــن داره بــــه اینکـــهــ ” باشیـــــ

ツglorious sunツخورشید بانو
securedownload.jpg ツglorious sunツخورشید بانو

من آموختم که گــاهی اوقات سکــوت بیشتـر از نصیحت طرف مقابل را آرام می کند!

ツglorious sunツخورشید بانو
59715470833254403263.jpg ツglorious sunツخورشید بانو

نکن خانوم حالا وقتش نیس جلو مردم !

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

بچه ها یه وقت کوچیک بزارین بخونید شعرو ارزششو داره......#دیدگاه

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

عشق تصمیم نیست ...........، یک احساس است...... اگر ما میتونستیم تصمیم بگیریم که چه کسی را دوست داشته باشیم بعد از آن یک زندگی بسیار ساده و معمولی داریم و از زندگی عاشقانه و جادویی سهمی نمیبریم . . . .

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

تا یه ساعت دیگه بابای دنبالرا

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

چرا اواتار و (دلسوز دنبالر) مثل همه؟مد شده؟

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

داریوش در سال ۵۲۱ قبل از میلاد فرمان داد : من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پایین اجتماع خشنود نیستم...................اینجا اما.................

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

@mohammad واژه ها کم آوردن واسه توصیف نگات نمی دونم تو چی بودی که وقت رفتنت پنجرمون بسته شد...!؟ چی شد که چشمات از دیدنم خسته شد؟ راستش رو بخوای موقع رفتنت نبودی کنارم تا ببینی چقد تو رو دوستت دارم از دل خسته من چیزی نپرس که چی بگم... از وقتی رفتی... دیگه من دلی ندارم.

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

salammmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmm

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

قانون عشق : يک پسر با يک نگاه از يک دختر خوشش مياد ... و عشق از طرف اون شروع ميشه ... تا جايي که زندگيش رو پاي عشقش ميذاره ... اما دختر باور نميکنه ... چون يک چيزهايي ديده و شنديده ... تا دختر مياد پسر رو باور کنه ، پسر دلسرد و خسته ميشه ... ميره با يکي ديگه ... بعد که دختر تازه تونسته پسر رو باور کنه ميره طرفش ... اما پسر رو با يکي ديگه ميبينه ... اينجاست که ميگ ه: حدسم درست بود ... و اشتباهي رو ميکنه که قبلاً کرده بود ... و همه چيز از بين ميره ... و اين قانون براي همه تکرار

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

@-∞- ¡ ₥ Ⓐ $ -∞- بعد از گرفتن دست هايت تمام دنيا را لمس ميكنم ، تا شايد عشق ، به همه سرايت كند...

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

salammmmmmmmmmmmmmmmmmm

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

در مطب دکتر به شدت به صدا درآمد . دکتر گفت در را شکستي ! بيا تو . در باز شد و دختر کوچولوي نه ساله اي که خيلي پريشان بود ، به طرف دکتر دويد : آقاي دکتر ! مادرم ! و در حالي که نفس نفس ميزد ادامه داد : التماس ميکنم با من بياييد ! مادرم خيلي مريض است . دکتر گفت : بايد مادرت را اينجا بياوري ، من براي ويزيت به خانه کسي نميروم . دختر گفت : ولي دکتر ، من نميتوانم. اگر شما نياييد او ميميرد ! و اشک از چشمانش سرازير شد . دل دکتر به رحم آمد و تصميم گرفت همراه او برود . دختر دکتر را به طرف خانه راهنمايي کرد ، جايي که مادر بيمارش در رختخواب افتاده بود .ا دکتر شروع کرد به معاينه و توانست با آمپول و قرص تب او را پايين بياورد و نجاتش دهد . او تمام شب را بر بالين زن ماند ، تا صبح که علايم بهبودي در او ديده شد . زن به سختي چشمانش را باز کرد و از دکتر به خاطر کاري که کرده بود تشکر کرد . دکتر به او گفت : بايد از دخترت تشکر کني . اگر او نبود حتما ميمردي ! مادر با تعجب گفت : ولي دکتر ، دختر من سه سال است که از دنيا رفته ! و به عکس بالاي تختش اشاره کرد . پاهاي دکتر از ديدن عکس روي ديوار سست شد دیدگاه#

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

اینجا آسمان ابریست ، آنجا را نمیدانم... اینجا شده پائیز ، آنجا را نمیدانم... اینجا فقط رنگ است ، آنجا را نمیدانم... اینجا دلی تنگ است ، آنجا را نمید