یادش بخیر در خانه مادربزرگ حوضی بود ،تابستان ها در حوض هندوانه ای خنک برای مهمانان و در حیاط هیاهوی کودکیمان ، اما الان ؛ حوض هست ، هندوانه هم هست ولـــی حــیف از مادربزرگ فقط اسمش و خانه اش و از هیاهوی کودکیمان تنها خاطره ماند (امیرعلی)
به کجا می نگری!؟ زندگی ثانیه ایست! وسعت ثانیه را می فهمی!؟ هیچکس تنها نیست...! ما خدا را داریم... می شود با یادش همچو نسیم، بال در بال پرستو، بوسه بر قلب شقایق ها زد و زیبا زیست...!!
زن باشی تنها باشی.. دلتنگ باشی... زیر باران سرگردان باشی.. ماشین ها كه بوق بزنند.. می ایستی... بر میگردی و نگاهشان میكنی... چشمان نمناكت را پاك میكنی... باز هم آرام به راهت ادامه میدهی...