یه جایی میرسه اینقد از دلایی که بهشون اعتماد کردی.. از کسایی که میگفتن عاشقشتن و تو زرد از کار درومدن.. اینقد ضربه میخوری که دست به خودکشی میزنی.. مثل من..! نه.. ! نه چوبه دار درست کردم نه قرص خوردم نه رگمو زدم .. خیلی وحشیانه.. قید احساسمو زدم! سنگ شدم که دیگه نخوام کسیو دوست داشته باشم.. اوومم! اینجوری بهتره
تا حالا که از همه همسنام رد شدم / رو پای خودم وایسادم و مرد شدم/ همین که خوبیام بیش از حد شدن/ یه سری از رفیقام تو زرد شدن / رفتن و برگشتن و من خر شدم/ داد زدن تو سرم و من کر شدم / ولی آخر سر آدم شدم و توی تنهایی خودم از هر حد و مرزی رد شدم تا شدم بابا مانی عریان
رفتیم بام تهران پریشب !! ما 6تا بودیم 2تا پسره هم اونجا بودن میخاستن سیگاری بزنن بعد 2تا دختره امدن داشتن تخته بازی میکردن ! ساعت 3 صبح بود بگذریم که این پسرا با ما رفیق شدن و یه حالی کردن یکیشون انقدر فاز سنگین گرفته بود یکی از دخترارو به حد مرگ سوال پیچ میکرد ! 2تا سوالاش اینا بود نظریه فیثاغورس راجبه محورهای عمودیه زمین چیه ! اون یکیش هم جدول مندلیوف چند تا میم داره من مثل کاغذی که تو آب افتاده وا شدم از هم رفیقام صندلیها رهگذرها اون دختره گوشه برج میلاد که معلوم بود همه و همه مثل کاغذ پاره شدیم
@بابا مانی ( بزرگ خاندان ) آدم هـا می آینـد زنـدگی می کننـد می میـرنـد و می رونـد ..... امـا فـاجعـه ی زنـدگی _ تــو آن هـنگـام آغـاز می شـود کـه آدمی می رود امــا نـمی میـرد!!!! مـی مـــانــد و نبـودنـش در بـودن _ تـوچنـان تـه نـشیـن می شـود.... کـه تـــو می میـری در حالـی کـه زنــده ای......
تو می گویی من زنم... و #فاصله بسیار است از #آزادی تو و من... نه... اشتباه نکن ای #مرد... من #جهان را می سازم...!!! #زن و مرد بودن درد تو نیست... تو می خواهی مرا برده بنامی... من آزادم... چون آزادی یک کبوتر... من #پرواز می کنم... #آزادیم را ببین...!!!
بیا اینجا
14 سال و 1 ماه و 19 روز و 23 ساعت و 12 دقيقه قبلمن گم ميشما...زياد اينجارو بلد نيستم...
14 سال و 1 ماه و 19 روز و 23 ساعت و 8 دقيقه قبل