بهناز
بی تو هوای این اتاق همیشه سرد و ساکت....
بهناز
در زیر آسمانی زندگی میکنـم که تنهـــا مرگــ به مساوات تقــسیم میشود....
بهناز
چی شد بی من از لحظه ها رد شدی، چی شد خوب من اینقده بد شدی...
بهناز
شـب است تـو نـیستـی و مـن می تـرسم در انـتـظار تـوأم لـعنـت بـر هـر صـدایـی کـه صـدای ِ پـای ِ تـو نـبـاشـد ...
بهناز
دلم تنگ است این شبها یقین دارم که میدانی....
بهناز
تو این جاده دلتنگی پراز حس زمستونم یه عمری عاشقت بودم ولی حالا نمیتونم
بهناز
زندگی بی تو، کفن و دفن ِ تن است جان بدون تو، بی خیالِ تن است
بهناز
بدون فاتحه رفتی دوباره من مُردم...
بهناز
کوتاه ترین داستان دنیا . . روزی روزگاری خدا ما را آفرید ، تا آدم باشیم قصه ما به سر رسید . خدا به خواستش نرسید