بهناز
جيــــغ نوشـــتـــ : سـ ـ ـ ـ ـ ـ ـــكــــوتــــــ. . .
بهناز
خیـــلـــــــــی وقته دیگه زندگی خوش نمیـــــــــــــــگــــــــذره فــــــــقــــــــــط میــــــــــــــــــــــــــــگـــذره
بهناز
هوای دور و برم مثل شیشه و سنگ است دلم برای تنفس، شدید، دلتنگ است
بهناز
این روزها به قدرِ همه ی احمق های دنیا تو را و خودم را گریسته ام
بهناز
زندگی بی تو، کفن و دفن ِ تن است جان بدون تو، بی خیالِ تن است
بهناز
دلم برایت تنگ شده نمی دانی چه بهتر !
بهناز
بدون فاتحه رفتی دوباره من مُردم...
بهناز
ای کاش وقتی که سرمو به خاک میذارم نگاهم به نگاهت بسته شه ...