بهناز
تا قیامت هم بدویم به هم نمیرسیم؛ من و تو دو کوپه از یک قطاریم
بهناز
بی تو هوای این اتاق همیشه سرد و ساکت....
بهناز
بیشترین دروغی که در این دنیا گفته ام،اینکه......خوبم !
بهناز
وقت جان دادن افلاطون این دو حرف گفت و رفت : حیف دانا مردن و افسوس نادان زیستن!
بهناز
دلم یک اتفاق می خواهد! یک تلفن نا آشنا با بی میلی تمام جواب دهم و صدای تو ...
بهناز
زندگی با این همه غم نمیارزه نمیارزه!
بهناز
دلم تنگ است این شبها یقین دارم که میدانی....
بهناز
بوق اشغال ميزند وقتي شماره ات را در ذهنم مي گيرم کسي انگار پشت خط است
من بودم و از جنس نبودن هوسی
15 سال و 1 ماه و 15 روز و 23 ساعت و 44 دقيقه قبلمی گفت نبایست به فردا برسی
شاید برسم… ولی کجا؟ آه چرا؟!
بر تخت "قطار" گریه می کرد کسی ... !