دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حسیـــــن

حسیـــــن
مرد - مجرد
امتیاز: 2757

دنبال‌شدگان

(558 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(396 کاربر)

گروه‌ها

(25 گروه)

بازدید

حسیـــــن
حسیـــــن

می گویند : شاد بنویس ... نوشته هایت درد دارند! و من یاد ِ مردی می افتم ، که با کمانچه اش ، گوشه ی خیابان شاد میزد... اما با چشمهای ِ خیس ... !!

حسیـــــن
حسیـــــن

اسپانیا گل سوم و هم زد

حسیـــــن
حسیـــــن

فصل‌های پیش از این هم ابر داشت بر کویرم بارشی بی‌صبر داشت پیش از اینها آسمان گلپوش بود پیش از اینها یار در آغوش بود اینک اما عده‌ای آتش شدند بعد کوچ کوه‌ها آرش شدند از بلند از حلق آویزها قلب‌های مانده در دهلیزها بذرهایی ناشناس و گول و گند از میان خاک و خون قد می‌کشند بعضی از آنها که خون نوشیده‌اند ارث جنگ عشق را پوشیده‌اند عده‌ای حسن القضاء را دیده اند عده‌ای را بنزها بلعیده اند بزدلانی کز هراس ابتر شدند از بسیجی‌ها بسیجی تر شدند

حسیـــــن
حسیـــــن

وقتی به کسی بطور کامل و بدون هیچ شک و تردیدی اعتماد می کنید در نهایت دو نتیجه کلی خواهید داشت : ” شخصی برای زندگی “ یا ” درسی برای زندگی “

مهســـــا(وروجکِ دنبالر)
lijlj8ilumwnz0b8kzb.jpg مهســـــا(وروجکِ دنبالر)

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلا

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
حسیـــــن
حسیـــــن

از اون هیلتر شکن ها چه خبر؟

حسیـــــن
حسیـــــن

حسیـــــن
حسیـــــن

اهنگ اذری گلی گلی تومانی برای رقص در مجالس

این ارسال را بازنشر کرده است.
حسیـــــن
حسیـــــن

اهنگ فوق العاده زیبا و عاشقانه از مجید خراطها به نام زیاد بال و پرت دادم دانلود کنید عاشقش میشید

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
حسیـــــن
حسیـــــن

یه پسر خوشگل رفت قزوین و پولش افتاد روی زمین. چون از وضعیت خبر داشت، جرات نمی‌كرد دولا بشه و پول رو برداره. یه پیرمرد از راه رسید و به پسره گفت: پسرم مشكلت چیه؟ پسره داستان رو تعریف كرد. پیرمرده گفت: پسرم، این حرفها مال قدیم قدیمهاست! پسره خوشحال، دولا شد كه پول رو برداره كه یه دفعه پیرمرده یه انگشت درست و حسابی حواله پسره كرد...! پسره با تعجب گفت: تو كه گفتی این كار مال قدیمهاست؟ پیرمرده گفت: پسرم من هم مال قدیمم دیگه!

حسیـــــن
حسیـــــن

تا دیوونه به هم میرسن ، اولی : تو دستم چیه ؟ دومی : اتوبوس؟!!! اولی : قبول نیست . صدای بوقش رو شنیدی !!!

حسیـــــن
حسیـــــن

ماشین رو بردم سرویس ، میگم فـــیلترش هم بذار ، میگه فـــلتر هوا؟ پ نه پ فیلتــر شکن بذار ماشین شبا بتونه بیاد [!]بوک

حسیـــــن
حسیـــــن

قاضی: چرا دست کردی تو جیب این آقا؟ غضنفر: جناب قاضی خیال کردم جیب خودمه قاضی: پس چرا پول هاش رو برداشتی؟ غضنفر: یعنی اختیار جیب خودم رو هم ندارم؟!

حسیـــــن
حسیـــــن

یه مرده پسرشو میذاره دانشکده افسری ، رفقاش بهش میگن : بابا این که درسش خوب بود ، میذاشتی دکتری مهندسی چیزی می شد ، مرده میگه : آخه میخوام وقتی درسش تموم شد با هم کلانتری باز کنیم