یه بار تو سال سوم دبیرستان بودیم.رفته بودیم زیر زمین مدرسه برنامه داشتن واسه دهه فجر.حساب کن نزدیک 300 نفر نشسته بودن.بعد یه هو معاون پرورشیمون چند نفرو صدا کرد گفت بیان واسه مسابقه.بعد یکیشون مثل اینکه خودش اومده بود و معاون نگفته بود که تو هم بیا.به جون خودم جلوی 300 نفر پشت بلندگو گفت:کی به تو گفت بیای برو گمشو....بعد یه دونه بهش زد جلوی همه...... من کنار رفیقم بودم خدا وکیلی از خنده از چششامون اشک میومد.نفس نمیتونستیم بکشیم....بعد یه مدت رفیقم گفت یادته اون ماجرارو...گفتم آره، چه طور؟ گفت: اونروزی از شدت خنده من نتونستم جلوی خودمو بگیرم، خودمو خیس کردم..
امروز رفتم بیرون خواستم از خیابون رد شم گفتم بزار چراغ راهنمایی قرمز بشه بعد رد شم تو مدتی که منتظر بودم ملت یه جوری نگاه می کردن که آدم حس میکرد شلوارش رو خیس کرده ملت اینجوری زل زدن به آدم
تو کلاس درس معلم گفت بچه هاى عزيز امروز ميخوام بگم دو آدم اول دنيا چطور به وجود اومدن!! يکى از بچه ها گفت: خانوم اونو ميدونيم بگيد نفر سوم چطور به وجود اومد؟!!
بی تربیت به همه خطاب میده جز زنش!برو دیگه نمیخوامت
14 سال و 1 ماه و 15 روز و 3 ساعت و 22 دقيقه قبل
14 سال و 1 ماه و 15 روز و 56 دقيقه قبل