حسیـــــن
یه پسر خوشگل رفت قزوین و پولش افتاد روی زمین. چون از وضعیت خبر داشت، جرات نمیكرد دولا بشه و پول رو برداره. یه پیرمرد از راه رسید و به پسره گفت: پسرم مشكلت چیه؟ پسره داستان رو تعریف كرد. پیرمرده گفت: پسرم، این حرفها مال قدیم قدیمهاست! پسره خوشحال، دولا شد كه پول رو برداره كه یه دفعه پیرمرده یه انگشت درست و حسابی حواله پسره كرد...! پسره با تعجب گفت: تو كه گفتی این كار مال قدیمهاست؟ پیرمرده گفت: پسرم من هم مال قدیمم دیگه!
حسیـــــن
تا دیوونه به هم میرسن ،
اولی : تو دستم چیه ؟
دومی : اتوبوس؟!!!
اولی : قبول نیست .
صدای بوقش رو شنیدی !!!
حسیـــــن
ماشین رو بردم سرویس ، میگم فـــیلترش هم بذار ، میگه فـــلتر هوا؟
پ نه پ فیلتــر شکن بذار ماشین شبا بتونه بیاد [!]بوک
حسیـــــن
قاضی: چرا دست کردی تو جیب این آقا؟
غضنفر: جناب قاضی خیال کردم جیب خودمه
قاضی: پس چرا پول هاش رو برداشتی؟
غضنفر: یعنی اختیار جیب خودم رو هم ندارم؟!
حسیـــــن
یه مرده پسرشو میذاره دانشکده افسری ، رفقاش بهش میگن : بابا این که درسش خوب بود ، میذاشتی دکتری مهندسی چیزی می شد ، مرده میگه : آخه میخوام وقتی درسش تموم شد با هم کلانتری باز کنیم
حسیـــــن
طرف روزه می گیره ، ۵ دقیقه مونده به اذان روزه اشو میشکنه می گن چرا اینکارو کردی ؟ می گه خواستم به خدا ثابت کنم .....که می تونم اما نمی گیرم !
برو سایت همراه اول تنظیماتشو واسه خودت بفرس وقتی تنظیمات اومد ذخیرش کن بعد فعالش کن
14 سال و 2 ماه و 22 روز و 7 ساعت و 20 دقيقه قبلاین کارو انجام دادم، ولی وصل نمیشه
14 سال و 2 ماه و 22 روز و 7 ساعت و 19 دقيقه قبلپس بذار برم از داییم اون 6300 رو بگیرم بهت بگم چطوره
14 سال و 2 ماه و 22 روز و 7 ساعت و 18 دقيقه قبلباشه، مرسی
14 سال و 2 ماه و 22 روز و 7 ساعت و 15 دقيقه قبل
14 سال و 2 ماه و 22 روز و 7 ساعت و 15 دقيقه قبل