روزی مجنون از سجاده شخصی عبور کرد ، مرد نماز را شکست و گفت : مردک! در حال راز و نیاز با خدا بودم ، تو چگونه این رشته را بریدی ؟ مجنون لبخندی زد و گفت : من عاشق بنده ای هستم و تو را ندیدم ، تو چگونه عاشق خدایی و مرا دیدی؟!
@طلعتــــــــــــ زندگی دفتری از خاطرهاست ... یک نفر در دل شب ، یک نفر در دل خاک ... یک نفر همدم خوشبختی هاست ، یک نفر همسفر سختی هاست ، چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد... ما همه همسفریم ...
گفتم خدایا از همه دلگیرم گفت: حتی از من؟ گفتم خدایا دلم را ربودند گفت: پیش از من؟ گفتم خدایا چقدر دوری گفت: تو یا من؟ گفتم خدایا تنهاترینم گفت: پس من؟ گفتم خدایا کمک خواستم گفت: از غیر من؟ گفتم خدایا دوستت دارم گفت: بیش از من؟
ادمها ترکیبی از خوبی ها ، بدی ها ، ضعفها و توانایی ها هستند ، احمقانه است اگر انهارا فقط به خاطر خوبی و ها و توانایی هایشان دوست بداریم، هیچکس کامل نیست ......(فرشاد)
خدایــم ؛ من که از کوی تو بیرون نرود پای خیــالم
چه بــرانی ،
چه بــخوانی ،
چه به اوجــم برسانی ،
چه به خــاکم بکشانی
من نه آنم که بــرنجم ... نه تو آنی که بــرانی...
عید شما هم مبارک ....ممنون
14 سال و 10 ماه و 16 روز و 12 ساعت و 55 دقيقه قبلسلام داداشم عید تو هم مبارک
14 سال و 10 ماه و 16 روز و 12 ساعت و 41 دقيقه قبلسلام داداشی عید تو هم مبارک...ممنون...خوشحال شدم
14 سال و 10 ماه و 16 روز و 11 ساعت و 54 دقيقه قبلسلام..مرسي عيد شماهم مبارک.
14 سال و 10 ماه و 16 روز و 7 ساعت و 25 دقيقه قبل توسط موبایلخواهش می کنم دوستان انجام وظیفه بود ، کاری خاصی نکردیم که
. امیدوارم بهتون عید خوش بگذره ، یا گذشته باشه . 

14 سال و 10 ماه و 15 روز و 19 ساعت و 32 دقيقه قبل