tandis
تنهایی دست ندارد كه لمسش كنی .. عطر ندارد كه ببویی اش ... و نمی شود از خواب كه می پری.. در آغوشش بگیری .. اما او تو را تمام در بر میگیرد...!
tandis
همانطور که دیگر شلوار پاره نشانه فقر نیست! سکوت هم دیگر نشانه ی رضایت نیست. . . . .!
tandis
عطش... در چاه عمیق مردمک چشم هایمان به آب می رسد... به عشق هم نیازی نیست، کافی ست بتوانی نگاهم کنی؛ ...
tandis
باز هم برای تو.. هنوز هم عاشقانههایم را عاشقانه برای تو مینویسم.. هنوز هم در ازدحام این همه بی تو بودن از با تو بودن حرف میزنم.. هنوز هم باور دارم عشق ما جاودانه است.. این روزها دیگر پشت پنجره مینشینم و به استقبال باران میروم. میدانم پائیز، هنوز هم شورانگیز است.. میدانم یکی از همین روزها کسی که نبض زندگی من است، کسی که جز تو نیست بازمیگردد.. میدانم تمام میشود و ما رها میشویم؛ پس بگذار بخوانم: اولین عشق من و آخرین عشق من تویی نرو، منو تنها نذار که سرنوشت من تویی..
tandis
جفت و جور نمی شوند واژه ها، رسماً بی بهانه ام.......تو نیستی....
tandis
کلاغ ها... از شعر هایم پر کشیده اند، تیر و کمانت را بردار شاخه های شعرم به گنجشک ها عادت ندارند ...
tandis
«دوستی خالصترین عشق است. دوستی والاترین صورت عشق است جایی که چیزی نمیخواهی، شرطی قائل نمیشوی، جایی که ایثار کردن عین لذت است. یکی بسیار نصیب میبرد، اما این اصل نیست، این نصیب خودبهخود پیش میآید. انسان نیاموختهاست که زیباییهای تنهایی را دریابد. او همیشه آوارهٔ جستن نوعی پیوند است، میخواهد با کسی باشد – با یک دوست، با یک پدر، با یک همسر، با یک فرزند، با یکی و کسی... اما نیاز اساسی آن است که به گونهای فراموش کنی که تنهایی.
tandis
باران رحمت خدا همیشه میبارد، تقصیرماست که کاسههایامان را برعکس گرفتهایم! ...
tandis
...من بنده ی آن دمم که ساقی گوید ...یک جام دگر؟ بگیر و من نتوانم ...
tandis
...جانیم نه قدر وار منه جانان سن اولارسان ...جانان دا عزیز اولسا بیر اینسان سن اولارسان ...
tandis
...من عاصی از هر عشق و هر دلبستنم ...
tandis
...تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد ...
tandis
...خیزید و خز آرید که هنگام خزان است ...
tandis
زمین خوردن زیباست اگر مقصد؛ خاک پاى دوست باشد ...