tandis
بی هیچ دلیلی به یادت هستم تا نقض کند قانونی را که هنوز علت می طلبد! ...
tandis
مثل باران خاطراتت ماندنیست ، لحن پرمهر صدایت خواندنیست ، گرچه ما اندک زمانی درکنارت مانده ایم تا ابد مهر و وفایت ماندنیست...
tandis
کاش میدانستی ؟ ..." دوستی " آش دهن سوزی نیست ؟ ...و " عدالت " ستم معتدلی است ...که درون رگ قانون جاریست ...کاش میدانستی ؟ ...زندگی محبس بی دیواری است ...و تو ... محکوم به حبس ابدی ...
tandis
«دوستی خالصترین عشق است. دوستی والاترین صورت عشق است جایی که چیزی نمیخواهی، شرطی قائل نمیشوی، جایی که ایثار کردن عین لذت است. یکی بسیار نصیب میبرد، اما این اصل نیست، این نصیب خودبهخود پیش میآید. انسان نیاموختهاست که زیباییهای تنهایی را دریابد. او همیشه آوارهٔ جستن نوعی پیوند است، میخواهد با کسی باشد – با یک دوست، با یک پدر، با یک همسر، با یک فرزند، با یکی و کسی... اما نیاز اساسی آن است که به گونهای فراموش کنی که تنهایی.
tandis
غروب آخر شعرم پر از آرامش دریاست ، و من امشب قسم خوردم تو را هرگز نرنجانم ...
tandis
...هرگز باور نمیکردم میون این همه دوست تنها باشم ؟ ...تنها و بیگانه ...داغ و درد است همه نقش و نگار دل من ...