♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
خیلی سخت است نتوانی دستانش رابگیری و او را آغوش بفشاری تنهامیتوانم به توبگویم خیلی دوستت دارم وتا ابدعاشقت میمانم عزیزم خیلی سخت است برای رسیدن به اوکه خیلی دوستش داری انتظاربکشی وآخرسرسهم این انتظارشیرین یک پایان تلخ باشد پایانی که آغازحسرت عشق من است تاکی باید حسرت رسیدن به تو بنشینم تاکی باید لحظه هارابشمارم تاقشنگترین لحظه ام باتو فرارسد شاید تا فردا یا شاید تا..... تا آخر دنیا
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
حرفهای ناگفته ام به کی بگویم به کی بگویم درکم نکردی ولی تکرم کردی به کی بگو چقدردلم برات تنگ شده به کی بگو دنیای من فقط توی به کی بگو اگه یه روز نباشی من هیچم به کی بگوحالا دلم چقدرهوات کردم به کی بگو حالا چقدربهت احتیاج دارم که کنارم باشی به کی بگوکه............. به کی بگویم.................
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
به راستی زندگی چیست؟ اگرخنده است چرا می گریم اگرگریه است پس چرا می خندیم اگرمرگ است پس چراجاویدنیست اگر جاویداست پس چرامی میریم.اگرعشق نیست پس چرا پایدارنیست اگر عشق نیست چرا عاشق می شویم؟؟؟؟ عاشق نشویداگرتوانید تادرغم عاشقی نمانید!
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
اگر باران بودم انقدر مي باريدم تا غبار غم را از دلت پاک کنم اگر اشک بودم مثل باران بهاري به پايت مي گريستم اگر گل بودم شاخه اي از وجودم راتقديم وجود عزيزت ميکردم اگر عشق بودم آهنگ دوست داشتن را برايت مينواختم ولي افسوس که نه بارانم نه اشک نه گل و نه عشق اما هر چه هستم دوستت دارم
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
خيلي سخته عاشق کسي باشي که حتي روحشم خبر نداشته باشه....!!! اما خيلي شيرينه که يواشکي... عاشقانه.... نگاهش کني و توي دلت بگي: " آخه لامصب خيــلي دوسـتـت دارم...!!!"
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
می دانی؟ یک وقت هایی باید رویِ یک تکه کاغذ بنویسی تعطیل است و بچسبانی پشتِ شیشهیِ افکارت ... ... باید به خودت استراحت بدهی دراز بکشی دست هایت را زیر سرت بگذاری به آسمان خیره شوی و بی خیال سوت بزنی در دلت بخندی به تمام افکاری که پشت شیشهیِ ذهنت صف کشیده اند آن وقت با خودت بگویی: بگذار منتظر بمانند.
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
چقدردوست داشتم یک نفرازمن می پرسید چرانگاه هات آنقدرغمگین است؟ چرالبخندهایت آنقدربی رنگ است؟ اما افسوس افسوس هیچ کس نبودهمیشه من بودم ومن تنهایی پرازخاطره آری باتو هستم باتویی که ازکنارم گذاشتی وحتی یک بارهم نپرسیدی چراچشم هانت بارانی است
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
نمی بخشمت به خاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی به خاطر تمام غم هایی که بر صورتم نشاندی نمی بخشمت به خاطر دلی که برایم شکستی به خاطر احساسی که برایم پر پر کردی نمی بخشمت به خاطر زخمی که با خیانت بر وجودم تا ابد نشاندی . . .
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
روزگاری در گوشه ای از دفترم نوشته بودم.. تنهائی را دوست دارم چون نیست بی وفا . تنهائی را دوست دارم چون تجربه اش کرده ام.. تنهائی رادوست دارم چون عشق دروغین درآن نیست. تنهائی را دوست دارم چون خدا هم تنهاست.. تنهائی رادوست دارم چون در خلوت وتنهائیم در انتظار خواهم گریست وهیچ کس اشکهایم را نمیبیند.. اما از روزی که تو رادیدیم نوشتم.. ازتنهائی بیزارم چون تنهائی یادآور لحظات تلخ بی تو مردنم است
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
نه از قایق نه از قایق مینویسم ، نه از زخم شقایق مینویسم به یاد لحظه های با تو بودن ، به یاد آن دقایق مینویسم . . .
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
همه بغض من تقدیم غرور نازنینت باد ، غروری که لذت دریا را به چشمانت حرام کرد . ما و مجنون درس عشق از یک ادیب آموختیم ، او به ظاهر گشت عاشق ، ما به معنا سوختیم . اگر آواز می خوانم ، اگر اندوه از چشمان من پیداست ، اگر راه گلویم را گرفته بغض پنهانی ، اگر دریا نه یک رودم به سمت خود پریشانی ، اگر باران ندارم ابر بی بارم ، اگر دیوانه ام مستم فقط یک آروز دارم بدانی : دوستت دارم...
سو تفاهم نشود
13 سال و 1 ماه و 17 روز و 3 ساعت و 7 دقيقه قبل