♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
ایـن روزیا دلـــــــــهره دارم وقــتــی پیشــــــم تـــو نـبــاشــی دارم از نفـــس میفـــــــتم کـاش می شــد واســم هواشی این روزا واسم چه سخته کـــــــه بــــــــــــدون تــو بــخـــندم من دارم از غــم دوریـــــت بـــــــــادقیـــــــقه هــا می جـنـگم بی تـــو باز تنهای تنـــــهام کـنـار خــــــــــــــــــــــاطرهـــامـون میــرم اونجا که می رفتیم پا مــــــــــــــــی زارم جای پـامـون بی تـو این روزای دلـــگیــر تـــــــــــــــــــــــو رو یــاد من میاره جــــــز پـــــی مســیر یادت فـــــــــــــــــــــکر من راهی نداره حــالا بی تو واســه ی مـن دیـگه روزا مث ســــــــــــــــــــاله مــــگه میشه بی تـو باشم حـتی فکرشم محــــــــــــــــــــاله
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
هنوز هم عاشقانههایم را عاشقانه برای تو مینویسم.. هنوز هم در ازدحام این همه بی تو بودن از با تو بودن حرف میزنم.. هنوز هم باور دارم عشق ما جاودانه است.. این روزها دیگر پشت پنجره مینشینم و به استقبال باران میروم. میدانم پائیز، هنوز هم شورانگیز است.. میدانم یکی از همین روزها کسی که نبض زندگی من است، کسی که جز تو نیست بازمیگردد.. میدانم تمام میشود و ما رها میشویم؛ پس بگذار بخوانم: اولین عشق من و آخرین عشق من تویی نرو، منو تنها نذار که سرنوشت من تویی.
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
به گل گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من خوشگل تر است..." به پروانه گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من زیبا تر است..." به شمع گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من سوزان تر است..." به عشق گفتم: "آخر تو چیستی؟" گفت: "نگاهی بیش نیستم
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
زندگی پر است از گره هایی که تو آن را نبسته ای اما باید تمام آنها را به تنهایی باز کنی ، تنهای تنها …
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
بچه هابااجازه من بايد برم برادرزادم منو كچل كرد ميگه ميخوام گيم بازي كنم باي تاشب من بازميام
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
روی قبـــرم بنویسید: " موریانه ها زهرمارتان باد " این تـَـن کــه می خورید پـُـر از حسرتهای شیرین بود ...
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
هـمـچـون سـاعــت شنی شــده ام کــه نــفـــس هـای آخــرش را مـیـزنـد و الـتـمـاس مـیـکــنــد یـکـی پـیـدا شـود و بـرش گــردانـد مــن هــم ... نه ...! ! لـطــفـا بـرم نـگــردانـیـد ! ! ! بــُگـذاریــد تــمام شــوم
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
شاید برایت عجیب ست این همه آرامشم ! خودمانی بگویم ؛ به آخر که برسی ، دیگر فقط نگاه میکنی . . .
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
برای دلم، گاهی مادری مهربان میشوم، دست نوازش بر سرش میکشم میگویم: «غصه نخور، میگذرد…» برای دلم، گاهی پدر میشوم، خشمگین میگویم: «بس کن دیگر بزرگ شدی…» گاهی هم دوستی میشوم مهربان، دستش را میگیرم میبرمش به باغ رویا… دلم، از دست من خسته است.
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
گاهی اوقات باید بگذری و بگذاری و بروی ... وقتی می مانی و تحمل می کنی ، از خودت یک احمق می سازی!
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
گـفـت : בعـآ کـنے مـے آیـَב ... مـے مـآنـَב ! گـفـتـَم : آنـکہ بـآ בعـآیـے بـیـآیـَב بـہ نـفـریـنـے مـے روَב ... פֿــواسـتـے بـیـآیـے ... פֿــواسـتـے بـِمـآنـے ... بـآ בعـآ نـَیـآ ... بـآ בل بـیـآ ... بـآ בل بـِمـآن ...
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
وقتی گرسنه ای یه لقمه نون خوشبختیه. وقتی تشنه ای یه قطره آب خوشبختیه. وقتی خوابت می آد یه چرت کوچیک خوشبختیه. خوشبختی یه مشتی از لحظاته ...یه مشت از نقطه های ریز که وقتی کنار هم قرار می گیرن یه خط رو می سازن..
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
این شبهای دلتنگی که غم با من هم آغوشه به جز اندوهی و تنهایی کسی با من نمیجوشه کسی حالم نمیپرسه کسی دردم نمیدونه نه هم درد و هم آوایی با من یکدل نمیخونه از این سرگشتگی بیزارم و بیزار ولی راه فراری نیست از این دیوار برای این لب تشنه دریغا قطره آبی بود برای خسته چشم من دریغا جای خوابی بود در این سرداب ظلمت نور راهی بود در این اندوه پربرگ سرپناهی بود