♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
روزی میرسد بی هیچ خبری با کوله بار تنهاییم در جاده های بی انتهای این دنیای عجیب راه خواهم افتاد من که غریبم چه فرقی دارد کجای این دنیا باشم همه جای جهان تنهایی با من است..
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
باورت بشود یا نه !؟ روزی می رسد ... که دلت برای هیچ کس ؛ به اندازه ی من تنگ نخواهد شد ! برای نگاه کردنم ؛ خندیدنم ، اذیت کردنم ... برای تمام لحظاتى که در کنارم داشتی ! روزی خواهد رسید که در حسرت تکرار دوباره من خواهی بود ، می دانم روزی که نباشم هیچکس تکرار من نخواهد شد... !!!
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
می دانی؟ یک وقت هایی باید رویِ یک تکه کاغذ بنویسی تعطیل است و بچسبانی پشتِ شیشهیِ افکارت ... ... باید به خودت استراحت بدهی دراز بکشی دست هایت را زیر سرت بگذاری به آسمان خیره شوی و بی خیال سوت بزنی در دلت بخندی به تمام افکاری که پشت شیشهیِ ذهنت صف کشیده اند آن وقت با خودت بگویی: بگذار منتظر بمانند.
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
اگر باران بودم انقدر مي باريدم تا غبار غم را از دلت پاک کنم اگر اشک بودم مثل باران بهاري به پايت مي گريستم اگر گل بودم شاخه اي از وجودم راتقديم وجود عزيزت ميکردم اگر عشق بودم آهنگ دوست داشتن را برايت مينواختم ولي افسوس که نه بارانم نه اشک نه گل و نه عشق اما هر چه هستم دوستت دارم
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
مد شده ای در شهــــــــــر به همـــــــــــه میایی جز مـــــــــن شاید مقصر منم که قدیمی شده ام ....
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
برای تويی كه تنهايی هايم پر از ياد توست... برای تويی كه قلبم منزلگه عـــشـــق توست... برای تويی كه احساسم از آن وجود نازنين توست... برای تويی كه تمام هستی ام در عشق تو غرق شد... برای تويی كه چشمانم هميشه به راه تو دوخته است... برای تويی كه مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاك خود كردی... برای تويی كه وجودم را محو وجود نازنين خود كردی... برای تويی كه هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است ...
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﺩﻟﺖ ﺑﮕﯿﺮﺩ ﮐﺪﺍﻡ ﺯﻥ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺁﺭﺍﻣﺖ کند؟ ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﺑﻐﺾ ﮐﻨﯽ ﭼﻪ ﺯﻧﯽ ﺗﻮﺍﻧﺎیی ﺁﺭﺍﻡ ﮐﺮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ؟ ﻣﺮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺣﻖ ﺍﯾﻦ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﯼ… ﻣﺮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺣﻖ ﺍﺕ ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﺩﻝ ﻧﮕﻬﺪﺍﺷﺘﻦ ﺍﺳﺖ… ﻣﺮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺍﺯ ﺩﻭﺭ، ﻧﻤﺎﯼ ﮐﻮﻫﯽ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﯼ، ﻣﻐﺮﻭﺭ ﻭ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ… ﻣﺮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺷﺐ ﮐﻪ ﺩﻟﺖ ﺑﮕﯿﺮﺩ ﯾﮏ ﻧﺦ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺭﻭﺷﻦ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﻭ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﭘﺸﺖ ﺩﻭﺩﺵ ﭘﻨﻬﺎﻥ می کنی…
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
نفـسم بـنـد آمـده هـمان نفسـی که تــا دیــروز زیــر گوشت مــدام تکــرار می کــرد « دوستت دارم »
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
نگــرانت هستـــم عشــق من ايـن ديگـــر دست خــودم نيست ! فصــل شيرينـــي لحظــه هاست اما ، من همچنــان تابستــان که مي شــود ... دلــم شــــور مي زند !!!
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
به یـــــــــــــــــــــــــــــــادتم گل من شَب هـــآ خوابَم نِمے بـَـرَد … از دَرد ِ ضَربـــآت ِ شَلاق ِ خـــآطـِـراتت روے قَلبـــــــــــــــــــــــــــَــم ! ! بے اِنصاف مُحکــَـم زَدے ، جــآیَش هنـــُـوز مــآنده است!!!
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
همانطور كه از شكستن تكه اي شيشه برميگرديم و نگاهي ميكنيم وقتي دلي را شكستي يكبار برمي گشتي فقط نيم نگاهي ميكردي...
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
هر روز برای امدنت منتظرم کنار پنجره ای که رو به راه توست همان راهی که نیمه ی یک شب تاریکی را شکافتی و چون ماه بر من تابیدی نقش انگشتان انتظارم بر روی شیشه ها مانده و رد پایی از تو که کنار نقش انگشتانم جا مانده است وقتی نیستی پنجره ها هم انتظارت را میکشند انگار آن ها هم عاشق شده اند که اینقدر بی صبر و قرار چشم از راهت بر نمیدارند ....کی میشود که بیایی
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
مـ ـیـزنـمـ بــہ פֿــیـابـ ـاט و پـ ــایمـ را بــہ پـ ـیـشــانے اش مـیـ ـڪوبـ ـمـ …! مـ ــט لـ ـج ایـ ـט פֿــیـابـ ـانے را ڪـہ از هـ ـیـچ طـ ـرف بــہ تـ♥ــو نـمـ ـیرســـב … בر مے آورمـ ــ