#اعتراف میکنم که پدر پدربزرگم (بابابزرگ بابام )36تا زن داشته بابا بزرگم 2تا عموهام یکی شون 4تا حالا شما حساب کن من بعنوان تنها پسر خاندان زیر 2تا بگیرم ضایست خب
خدایا:3چیز رو از ما دریغ نفرما ........... 1 خانواده سالم .... 2 بدن سالم ........-3 عشق بخدا ........... خدایا: بر محمد وخاندان پاکش دورد بفرست....... خدایا : بر علم ودانش ما بیفزا ومارا جزء نیکان روز گار قرار بده ............پناه می برم بر خداوند رحمن از شر حیله های شیطان و باز می گردم به سویتپرودگارا که باز کشته همه بسویت است ......
آقای خیلی: دلت #خیلی خوشه ها #خیلی لطف کردن به من گفتن اینجا بمون #خیلی ها دلشون میخواد الان جای من باشن ..
بهروز: بعد تو الان خیلی خوشحالی وسط این همه ماشین کار میکنی ؟
آقای خیلی : #خیلی نه ولی #خیلی هم بد نیست
بهروز: یه کاری میتونی برا من انجام بدی ؟
آقای خیلی : اگه #خیلی سخت نباشه
بهروز : نه سخت نیست ، بذاری ماشینو ببرم
آقای خیلی : هه #خیلی سخته
بهروز: ببین من این ماشینو میبرم فردا باهاش کارامو انجام میدم هرچی جریمه و کار داره پرداخت میکنم بعد قبضشو میارم میدم به تو بعد همون موقع که دارم میبرم بگو همین الان برد
آقای خیلی: #خیلی ها هستن که ماشیناشون #خیلی وقته اینجاست آخه خیلی جریمه شدن
بهروز: من دستم تنگه
آقای خیلی : آخه اونا هم #خیلی دستشون تنگه ،منم #خیلی شرمندتم ، منم #خیلی کاری ای نیستم ،#خیلی دستم بستس
بهروز : تو فکر نمیکنی خیلی از کلمه ی #خیلی اسنفاده میکنی ؟
آقای خیلی : یه زمانی #خیلی کم از #خیلی استفاده میکردم آخه #خیلی چیزی برا گفتن نداشتم ، #خیلی هم میدوییدما
بعد که نشستم #خیلی فکر کردم دیدم این #خیلی اصلا برا من نیست بعد برا این که عقده ای نشم دیگ خودم همش میگفتم #خیلی
دیگ از اونجا به بعد هم این خیلی افتاد تو دهن ما و شد تیکه کلاممون ..
صرفا جهت اطلاع اینو خودم تایپ کردم