دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

tohid

خوشتیپ و همیشه شاد و شنگول و ولخرج...دیگه چی میخای؟ درباره »
tohid
مرد - مجرد
امتیاز: 331

دنبال‌شدگان

دنبال‌کنندگان

(95 کاربر)

گروه‌ها

(5 گروه)

بازدید

tohid
tohid

دو دزد در نيمه هاي شب وارد يك بانك شدند و در يك گاو صندوق را باز كردند. اما فقط مقداري ماست در آن بود و هيچ پولي در كار نبود.آنها كمي از ماست چشيدند و تقريبا ترش بود.مردها گاو صندوق بعدي را باز كردند و باز هم ماست بود و اين بار طعمش بهتر از قبلي بود ولي باز هم پولي نبود. دزدها به سراغ گاو صندوق بعدي رفتند و باز هم ماست.... يكي از دزدها به ديگري گفت جان بهتره بري بيرون و يك نگاهي بكني و ببيني اينجا واقعا يك بانكه؟ و روي زمين نشست و شروع به خوردن ماست كرد و اين يكي خيلي خوشمزه و تازه بود. چند دقيقه بعد جان برگشت و گفت اين مطمئنا يك بانكه. دزد ديگه پرسيد و اسم اين بانك چيه: جواب داد: بانك اسپرم اوهايو

tohid
tohid

یه بار هم آشپزی می کردیم برنجمون ری کرد و قد کشید...انقدر قد کشید که مردی شد واس خودش...سیبیل هم در آورد!!! اصرار اصرار که من بزرگش شدم باید برام زن بگیرید نگران نباشید ! نگرفتیم براش!!!خوردیمش که عبرتی باشه برای آیندگان...!!!

tohid
tohid

دختره و پسره همچین دست هم رو گرفته بودن توی کوچــه عاشقانه قدم میزدن... یه لحظه احساساتی شدم دلم خواست زنگ بزنم پلیس بیاد بگیرتشون ببره عقدشون کنه تا آخر عمر اینجوری خوشبخت کنار هم زندگی کنن...

tohid
tohid

یه آقایی داشته لب رودخونه ماهی میگرفته و شعر میخونده : «من مرد ماهیگیرم ... آب رسیده به زانوم.» یکی از اونجا رد می شده بهش میگه : عزیزم شما یه کم دیگه بری جلوتر هم راحت تر ماهی میگیری هم قافیه ی شعرت بهتر میشه ..!

tohid
tohid

دقت کردین این گربه ها هم آدم شدن واسه ما ؟ قبلنا هیبتی داشتیم.از دور پخ میکردیم 3متر رو هوا بودن، حالا از کنارمون رد میشن،نگاه معنادار چن ثانیه ای هم میکنن! همینمون مونده به نشانه افسوس سرم تکون بدن)

tohid
tohid

کسانی که قدر دستان نوازشگر را ندانند؛عاقبت پاهای لگد کوب را میبوسند.

tohid
tohid

خریت به ترتیب مخفف حروف اول این مراحله: خیانتکردن*رها نکردن*یار و یاورش بودن*در نهایت تنها موندن!!!!

tohid
tohid

شاید همه ی روزها خوب نباشد اما در هر روز چیز خوبی وجود دارد

tohid
Hazrate_Fatemeh_109655.jpg tohid

سرنوشت ان گل پرپر نمی دانم چه شد شرح این خون گریه را اخر نمی دانم چه شد احترامش را پدر خیلی سفارش کرده بود ان سفارش های پیغمبر نمی دانم چه شد روزگاری مرغ عشق این حوالی خانه داشت اشیانش سوخت؛بال و پر نمی دانم چه شد چند نامرد امدند و هیزمی اماده شد در که کلا سوخت؛میخ در؛نمی دانم چه شد بعد از سیلی که چون طوفان به رخسارش وزید حالت گل برگ نیلوفر نمی دانم چه شد موی مادر را که می دانم شده از غم سپید اما گیسوی بی شانه ی دختر نمیدانم چه شد.

tohid
tohid

چه نسل غم انگیزی هستیم دنبال یک اتاق خالی که موزیک گوش کنیم و چایی بخوریم و حسرت همین...

tohid
tohid

آقای شهردار پشت در این سرویس بھداشتی ھای عمومی یه دکمه لایک ھم بزارید تا ما این کامنتارو که ملت مینویسن لایک کنیم

tohid
tohid

یک ﺭﻭﺯ ﺩﺯﺩﺍﻥ ﺩﺭﯾﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﮐﺸﺘﯽ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻧﺎﺧﺪﺍ ﮔﻔﺖ : ﺍﻭﻥ ﭘﯿﺮﺍﻫﻦ ﻗﺮﻣﺰ ﻣﻨﻮ ﺑﯿﺎﺭﯾﺪ، ﭘﯿﺮﺍﻫﻦ ﺭﻭ ﭘﻮﺷﯿﺪ ﻭ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﻠﻮﺍﻧﺎﻧﺶ ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﺟﻨﮕﯿﺪ ﻭ ﺩﺯﺩﺍﻥ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﺭﯼ ﺩﺍﺩ ﺍﺯ ﺍﻭ ﻓﻠﺴﻔﻪ ﭘﯿﺮﺍﻫﻦ ﻗﺮﻣﺰ ﺭﺍ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﮔﻔﺖ: ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﻦ ﺯﺧﻤﯽ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺧﻮﻧﺮﯾﺰﯼ ﮐﺮﺩﻡ، ﺷﻤﺎ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪ ... ﻭ ﺭﻭﺣﯿﻪ ﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻧﺪﻫﯿﺪ ﭼﻨﺪ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﻢ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻭ ﻫﺮ ﺑﺎﺭ ﺩﺯﺩﺍﻥ ﺩﺭ ﻣﺼﺎﻑ ﺑﺎ ﮐﺎﭘﯿﺘﺎﻥ ﭘﯿﺮﺍﻫﻦ ﻗﺮﻣﺰ ﺷﮑﺴﺖ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﺩﻧﺪ یک ﺭﻭﺯ ﺩﯾﺪﻩ ﺑﺎﻥ ﮔﻔﺖ : ۱۰ ﺗﺎ ﮐﺸﺘﯽ ﺩﺯﺩﺍﻥ ﻫﻤﺰﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻫﻤﻪ ﻭﺣﺸﺖ ﮐﺮﺩﻧﺪ یکی ﺩﻭﯾﺪ ﺗﺎ ﭘﯿﺮﺍﻫﻦ ﻗﺮﻣﺰ ﮐﺎﭘﯿﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﯿﺎﻭﺭﺩ ﮐﺎﭘﯿﺘﺎﻥ ﮔﻔﺖ: ﭘﯿﺮﺍﻫﻦ ﻗﺮﻣﺰ ﻻﺯﻡ ﻧﯿﺴﺖ، ﺍﻭﻥ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﻗﻬﻮﻩ ﺍﯼ ﻣﻨﻮ ﺑﯿﺎﺭﯾﺪ

tohid
tohid

بابام میگفت: دلم میخواد یه خونه ۳ طبقه داشته باشم تو با زنت بالا باشی خواهرت با شوهرش پایین هر کدوم که اخ گفتین بیام حال طرفتونو بگیرم. عمه ام یهو گفت :اخه هر اخ گفتنی که به خاطر دعوا نیست قبلش یه در بزن!!

tohid
tohid

ﭼﻬﺎﺭ ﻧﻔﺮ ﺳﻮﺍﺭ ﺗﺎﮐسي ﻣﯿﺸﻦ ﻭﻟﯽ ﮐﺮﺍﯾﻪ ﻧﺪﺍﺷﺘﻦ ﺑﺪﻥ ! ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺬﺍﺷﺘﻦ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﮐﻪ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺑﺸﻦ ﻭ فرار كنن ! ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﭼﻬﺎﺭ ﺗﺎﺷﻮﻥ ﺩﺭﺍﯼ ﻣﺎﺷﯿﻨﻮ ﺑﺎﺯ ﻣﯿﮑﻦ ﻭ با سرعت ﭘﺎ ﺑﻪ ﻓﺮﺍﺭ ﻣﯿﺬﺍﺭﻥ. ﻣﯿﺮﻥ ﺗﺎ ﻣﯿﺮﺳﻦ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻥ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﻫﯿﭽﮑﯽ ﻫﯿﭽﮑﯽ ﺭﻭ ﻧﻤﯿﺪﯾﺪ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺻﺪﺍﯼ تند تند زدن ﻧﻔﺴﺸﻮﻥ ﻣﯿﺎﺩ، ﯾﮑﯿﺸﻮﻥ زد رو شونه ﺑﻐﻠﯿﺶ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺖ ﻓﮑﺮﺷﻮ بكن ﺣﺎﻻ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﭼﻪ ﺣﺎﻟﯽ داره؟!؟!! بهش گفت بابا راننده منم، فقط بگين چي شده؟؟!

tohid
tohid

الهی ، امشب آمده‌ام تا به چهارده نور پاک، تورا قسم دهم و والاترین کتاب را بر سر بگیرم و بالاتر روم ، مرا به خویش وامگذار و در این شب با بهترین دوستانت هم‌نشین کن و از خویش مران ، که بی‌تو حیرانم و سرگردان