tohid
آنچه را بدانید، در وجودتان متجلی خواهد شد. برای تغییر هرگونه رفتار باید به منبع دانایی و توانایی باطن خود متوسل شوید. شخصیت هرکس با رفتارش شناخته می شود نه با کلماتی که بر زبان می آورد. اگر به دقت کودکی را مشاهده کنید، اعجاز خلقت را در وجودش خواهید یافت. اگر از اعتماد به نفس بهره ندارید، به کاری بپردازید که در نتیجه انجام آن نسبت به خود احساس رضایت کنید. به جای اینکه به باغ دیگران سرک بکشید و ذهن خود را به کار ایشان معطوف کنید، به کار خود بپردازید و هرچه را می خواهید در باغ خویش بکارید. وین دایر ♥ ♥ ♥
tohid
همهٔ کلمات و افکار منفی رو اینجوری تو ذهنت خط بزن ببین چه حالت خوب میشه. به خدا.. باور کنید..یه کم تمرین میخوادو تمرکز
tohid
خجالت داره بخدا...اخه لبنان هم تیم بود...حیف اون همه پول که به شماها میدن..
tohid
زود تند سریع بگو ببینم چیکار میکردی؟
tohid
هر کس با این حرکت موافقه ، این پست رو به اشتراک بزاره
tohid
هموطنان آذری به خون احتیاج دارند و از همه ی مردم تقاضا میشود تا فردا به محل های مخصوص برای اهدای خون برن لطفا شیر و اطلاع رسانی کنید ...........................
tohid
لذت بردن یعنی اینکه بری مهمونی، دخترشون برات شربت بیاره آروم بگی :خودتون درست کردین؟؟ اونم با عشوه بگه : بله نوش جان تو بگی : پس نمی خورم ، مرسی
tohid
دنبال یه دختر خوب سر بزیر با شخصیت چشم پاک و اهل خانواده میگردم نه برای ازدواج خدا به سر شاهده میخوام ببینم چه شکلی اصلا …؟!!
tohid
اد بد ماما بوبا دام دام بوبو دد دادی آقوم (دکتر شریعتی در یازده ماهگی، هنوز ترجمه معتبری در دست نیست ولی احتمالا جمله خوبیه)!
tohid
ز بابا پرسيدم بچه چه جوری مياد توی شکم مامانش ؟ بابا کمی فکر کرد, بعد گفت بيا بريم توی حياط. به حياط رفتيم بابا يکی از بته های گل سرخ رو نشون داد و گفت: اين بته اول يک تخم کوچيک بوده. بعد اين تخم رو تو زمين کاشتيم. بعد بهش آب داديم و بعد از مدتی بزرگ شد و حالا شده اين بته بزرگ که می بينی. منم تخم تو رو توی شکم مامانت کاشتم و بعد تو آمدی با دست کاشتی يا با بيلچه ؟ بابا کمی رنگ به رنگ شد و گفت با يک جور بيلچه مخصوص پای من آب هم دادی؟ آره٬ آب هم دادم با آب پاش دادی يا با شلنگ ؟ بابا نگاه تندی به من کرد چراعصبانی شده بود ؟ ... ولي من بايد بدونم , ... با شلنگ پسرم بابا ٬ خودتون آب دادين يا مش رضا باغبون؟ بابا يک دفعه برگشت و يک چک زد تو گوشم و گفت برو گمشو پدر سوخته كره خر !? از کتاب "آسمون و ریسمون" نوشته ایرج پزشکزاد"
tohid
ﺍﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﺷﻮ ﺑﻪ ﺑﻠَﮏ ﻟﯿﺴﺖ ﮔﻮﺷﯿﻢ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺩﺍﺩﻡ ﭼﻨﺪ ﻣﺎﻫﯽ ﻣﯿﮕﺬﺭﻩ ... ﺷﯿﺶ ﻫﻔﺖ ﺗﺎ ﺍﺱ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﭼﻨﺪ ﻫﻔﺘﻪ ﺑﻌﺪ ﺧﻮﻧﺪﻣﺸﻮﻥ . ﺍﻭﻥ ﻣﻮﻗﻊ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺶ ﻋﺎﺻﯽ ﺑﻮﺩﻡ. ﻭﺍﻗﻌﺎً ﺍﺫﯾﺖ ﻣﯿﮑﺮﺩ. ﯾﻪ ﺷﺐ ﺑﺎ ﯾﻪ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺱ ﺩﺍﺩ ﺑﺮﺍ ﻫﻤﯿﻦ ﻧﺮﻓﺖ ﺗﻮ ﺑﻠﮏ ﻟﯿﺴﺘﻢ . ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩﮐﻪ ﺍﮔﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺱ ﻧﺪﻡ ﺑﻬﺖ، ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﮕﻮ. ﺑﺪﻭﻥ ﻣﻌﻄﻠﯽ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﻡ ﻭ ﻫﻤﻮﻥ ﭼﯿﺰی ﺭﻭ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﺵ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻡ ﭼﻮﻥ ﻭﺍﻗﻌﺎً ﺩﯾﮕﻪ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﺍﺱ . ﺍﻡ . ﺍﺳﺎﺷﻮ ﺑﺒﯿﻨﻢ. ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺱ ﻧﺪﺍﺩ ): ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﺍﺻﻼً چی ﺷﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻨﻄﻮﺭ ﺷﺪ. ﺩﯾﮕﻪ ﺳﺮﺍﻏﻤﻮ ﻧﮕﺮﻓﺖ. ﺍﻧﮕﺎﺭ ﻧﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﮐﻪ ﻣﻦ " ﻫﺴﺘﻢ ." ﺑﻪ ﻫﺮﺣﺎﻝ ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺱ . ﺍﻡ. ﺍﺱ ﻫﺎﺵ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ. . . ﺍﮔﻪ ﺍﻻﻥ ﺍﯾﻨﺎﺭﻭ ﻣﯿﺨﻮﻧﯽ، ﺍﺯﺕ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﮐﻪ ﯾﻪ ﺷﺎﻧﺲ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﻬﻢ ﺑﺪﯼ . ﻗﻮﻝ ﻣﯿﺪﻡ ﺑﭽﻪ ﯼ ﺧﻮﺑﯽ ﺑﺸﻢ ! ﻫﻢ ﺗﻮ ﻣﺴﺎﺑﻘﻪ ﻫﺎ ﺷﺮﮐﺖ ﮐﻨﻢ، ﻫﻢ ﺁﻫﻨﮓ ﭘـﯿﺸﻮﺍﺯ ﺩﺍﻍ ﻫﻔﺘﻪ ﺭﻭ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻨﻢ ﻭ ﺣﺘﯽ ﺑﺎ ﺷﺎﺭﮊ 168650 ﺭﯾﺎﻝ، ﺑﺮﻧﺪﻩ 100 ﺗﻮﻣﻦ ﺍﻋﺘﺒﺎﺭ ﻫﺪﯾﻪ ﺩﺍﺧﻞ ﺷﺒﮑﻪ ﺷﻢ ! ﺍﯾﺮﺍﻧﺴﻞ ﺩﻭﺳِﺖ ﺩﺍﺭﻡ !
tohid
رئیس: خجالت نمیكشی تو اداره داری جدول حل میكنی؟ كارمند: چكار كنیم قربان، این سروصدای ماشینها كه نمیذاره آدم بخوابه!