حسین ابراهیمی
دلا غافل ز یزدانی چه حاصل!.....اسیر نفس و شیطانی چه حاصل!!
حسین ابراهیمی
نگاهم را چنان مست خودت کن...که جز ماه تو ماهی را نبیند! (ح.الف.اول)
حسین ابراهیمی
دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند... گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
حسین ابراهیمی
ضریحش نعمتی بس بیکران است....وجودش ماه در شام جهانست...اگر چون مردگان افسرده حالی...گل موسی حیات مردگان است (ح.الف.اول)
حسین ابراهیمی
دانی که را سزد صفت پاکی...آنکو وجود پاک نیالاید...
حسین ابراهیمی
دل مستمندم ای جان! به لبت نیاز دارد ...به هوای دیدن تو،هوس حجاز دارد!
حسین ابراهیمی
تو مادر منی و منم بچه بدَت...اما مگو به من که کنم از درَم ردَت! (ح.الف.اول)
حسین ابراهیمی
روزها فکر من این است و همه شب سخنم...که چرا غافل از احوال دل خویشتنم!
حسین ابراهیمی
ای هست کن اساس هستی...کوته ز درت دراز دستی...
حسین ابراهیمی
ای دوست قبولم کن و جانم بستان...مستم کن و از هر دو جهانم بستان...با هرچه دلم قرار گیرد بی تو...آتش به من اندر زن و آنم بستان!
حسین ابراهیمی
تا کی به تمنای وصال تو یگانه...اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه...
حسین ابراهیمی
مرا نصیب غم آمد،به شادی همه عالم...چرا که از همه عالم،محبت تو گزیدم...
حسین ابراهیمی
تا من بکشم نفس نمی بیند چَشم...من مُردم ای آفتاب غم!، باشد چَشــــــــم! (ح.الف.اول)
حسین جان سر افکنده ام چون حر،مرا بپذیر و بر گناه فراوانم خرده مگیر،ای شاه قلوب که نامت نقش دلهاست،آنچه در دل سیاه من نور امید می تاباند و افسردگیم را به مشتاقی تبدیل می کند،قصه تو با غلام سیه روی است،آیا می شود؟ ،حسین جان تویی آن باب الهی که هیچ گاه بر بنده گنه کار بسته نیست و آن روی رحمت که هیچ گاه چشمه عنایتش دور از جان و دلهای خسته نیست.
12 سال و 10 ماه و 16 روز و 17 ساعت و 42 دقيقه قبلحسین جان،چرا حلاوت نامت را پیوسته نچشم که مرا توشه ای جز یاد تو نیست،کشتی نجات و دستگیری محرمت دوباره به راه افتاده و ما در راه افتادگان در حسرت فراز عرشه حسینی شدن نگاه امید به عنایت تو داریم و پیوسته سلام پر طمع به پیشگاه تو و بزرگ یاران تو عرضه می داریم،باشد که علیک تو برکت جانمان شود؛اما رشته های نجات افکنده از سفینه تو اصحاب باوفای تواند،
سلام بر مسلم تنهای کوچه های بی وفای کوفه،سلام بر حبیب پیر رکاب اباعبدالله،سلام بر قاسم بن الحسن همان شیرین کام از حلاوت حسینی شدن،سلام بر فداییانی که بودند و ماندند و پیام وفاداری در رکاب ولی را به مدعیان ولایتمداری رساندند،
حسین جان سلام بر اسماعیل اربا اربا شده تو که سیراب از پیمانه محمدی بود و اباالفضل،اباالفضل،اباالفضل که مناجاتی جدا بایدم با اباالفضل بر منی که کامم آشنا با مشت مشت آبهای غفلت و دنیا زدگی است که از سر بی وفایی به اربابم به کام رسانده ام و هیچ گاه او و خانواده کریمش را به مشک لبیکی وفادارانه مهمان نکرده ام؛کاش در کربلای آخرالزمانی روزهای زندگیم چنان دستگیریم نمایی که لحظه آخر،لبخند رضوان را بر لبان بهشتی ات تماشا کنم.
السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.