حسین جان سر افکنده ام چون حر،مرا بپذیر و بر گناه فراوانم خرده مگیر،ای شاه قلوب که نامت نقش دلهاست،آنچه در دل سیاه من نور امید می تاباند و افسردگیم را به مشتاقی تبدیل می کند،قصه تو با غلام سیه روی است،آیا می شود؟ ،حسین جان تویی آن باب الهی که هیچ گاه بر بنده گنه کار بسته نیست و آن روی رحمت که هیچ گاه چشمه عنایتش دور از جان و دلهای خسته نیست.
حسین جان،چرا حلاوت نامت را پیوسته نچشم که مرا توشه ای جز یاد تو نیست،کشتی نجات و دستگیری محرمت دوباره به راه افتاده و ما در راه افتادگان در حسرت فراز عرشه حسینی شدن نگاه امید به عنایت تو داریم و پیوسته سلام پر طمع به پیشگاه تو و بزرگ یاران تو عرضه می داریم،باشد که علیک تو برکت جانمان شود؛اما رشته های نجات افکنده از سفینه تو اصحاب باوفای تواند،
سلام بر مسلم تنهای کوچه های بی وفای کوفه،سلام بر حبیب پیر رکاب اباعبدالله،سلام بر قاسم بن الحسن همان شیرین کام از حلاوت حسینی شدن،سلام بر فداییانی که بودند و ماندند و پیام وفاداری در رکاب ولی را به مدعیان ولایتمداری رساندند،
حسین جان سلام بر اسماعیل اربا اربا شده تو که سیراب از پیمانه محمدی بود و اباالفضل،اباالفضل،اباالفضل که مناجاتی جدا بایدم با اباالفضل بر منی که کامم آشنا با مشت مشت آبهای غفلت و دنیا زدگی است که از سر بی وفایی به اربابم به کام رسانده ام و هیچ گاه او و خانواده کریمش را به مشک لبیکی وفادارانه مهمان نکرده ام؛کاش در کربلای آخرالزمانی روزهای زندگیم چنان دستگیریم نمایی که لحظه آخر،لبخند رضوان را بر لبان بهشتی ات تماشا کنم.
السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.
با یک مثال میشه گفت که نماز مثل یک چمدان پر از شمش های طلا میمونه که خداوند به هر مسلمانی داده است و به آنها که اکثرا از محتویات آن خبر ندارند می گوید مبادا آن را زمین بگذارید!؛ چون درب این چمدان بسته است و بسیاری تا آخر عمر تنها سنگینی آن را با خود میکشند و هیچگاه به فکر باز کردن آن و پی بردن به راز اصرار به حفظ آن نمی افتند...اما فقط تعداد اندکی با گنج تمام نشدنی این هدیه الهی همه چیز را بدست می آورند و از زندگیشان لذت واقعی می برند...راز باز کردن این چمدان طلا توجه به اوست...یعنی رمز وجود عالم؛...خدا!
با یک مثال میشه گفت که نماز مثل یک چمدان پر از شمش های طلا میمونه که خداوند به هر مسلمانی داده است و به آنها که اکثرا از محتویات آن خبر ندارند می گوید مبادا آن را زمین بگذارید!؛ چون درب این چمدان بسته است و بسیاری تا آخر عمر تنها سنگینی آن را با خود میکشند و هیچگاه به فکر باز کردن آن و پی بردن به راز اصرار به حفظ آن نمی افتند...اما فقط تعداد اندکی با گنج تمام نشدنی این هدیه الهی همه چیز را بدست می آورند و از زندگیشان لذت واقعی می برند...راز باز کردن این چمدان طلا توجه به اوست...یعنی رمز وجود عالم؛...خدا!
@alla جان، به نظر من هم تفسیر به رای نیست، اگه این طور باشه باید بگیم همه چی تفسیر به رایه، در حالی ایشون یه تمثیل ادراکی آوردن که کاملا هم با عقل جور درمیاد
جان من برید پست کاربرایی که فعالن یا مدیر سایتن رو بخونید ..میگن سلام لایک میدن ...میگن خداحافظ لایک میدن...یه بیچاره ای هم مثل من هرچه قدرپست میذاره اخرش 5 تا لایک....
راست میگی محبوبه جان .... میگم آدمها لایک می خورن دوستان میگن نه .... به قول یکی از دوستان که چند وقت پیش گفته بود مدیران دنبالر نفس بکشن 20 تا لایک می خوره
حسین جان سر افکنده ام چون حر،مرا بپذیر و بر گناه فراوانم خرده مگیر،ای شاه قلوب که نامت نقش دلهاست،آنچه در دل سیاه من نور امید می تاباند و افسردگیم را به مشتاقی تبدیل می کند،قصه تو با غلام سیه روی است،آیا می شود؟ ،حسین جان تویی آن باب الهی که هیچ گاه بر بنده گنه کار بسته نیست و آن روی رحمت که هیچ گاه چشمه عنایتش دور از جان و دلهای خسته نیست.
12 سال و 10 ماه و 16 روز و 17 ساعت و 42 دقيقه قبلحسین جان،چرا حلاوت نامت را پیوسته نچشم که مرا توشه ای جز یاد تو نیست،کشتی نجات و دستگیری محرمت دوباره به راه افتاده و ما در راه افتادگان در حسرت فراز عرشه حسینی شدن نگاه امید به عنایت تو داریم و پیوسته سلام پر طمع به پیشگاه تو و بزرگ یاران تو عرضه می داریم،باشد که علیک تو برکت جانمان شود؛اما رشته های نجات افکنده از سفینه تو اصحاب باوفای تواند،
سلام بر مسلم تنهای کوچه های بی وفای کوفه،سلام بر حبیب پیر رکاب اباعبدالله،سلام بر قاسم بن الحسن همان شیرین کام از حلاوت حسینی شدن،سلام بر فداییانی که بودند و ماندند و پیام وفاداری در رکاب ولی را به مدعیان ولایتمداری رساندند،
حسین جان سلام بر اسماعیل اربا اربا شده تو که سیراب از پیمانه محمدی بود و اباالفضل،اباالفضل،اباالفضل که مناجاتی جدا بایدم با اباالفضل بر منی که کامم آشنا با مشت مشت آبهای غفلت و دنیا زدگی است که از سر بی وفایی به اربابم به کام رسانده ام و هیچ گاه او و خانواده کریمش را به مشک لبیکی وفادارانه مهمان نکرده ام؛کاش در کربلای آخرالزمانی روزهای زندگیم چنان دستگیریم نمایی که لحظه آخر،لبخند رضوان را بر لبان بهشتی ات تماشا کنم.
السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.