وحید
اینجا همه خوبند خیالت راحت !♥ من مانده ام و چهار تا هم صحبت !♥ این گوشه نشسته ایم و دلتنگ تو ایم ... من، عشق، خدا، عقربه های ساعت !♥
وحید
بذار عشقت, گله کنه , فریاد بکشه , !! گریه کنه حتی با مشتای زنونه ش بکوبه تو بغلت آخرش خسته میشه میزنه زیر گریه همونجا باید بغلش کنی نذار تنها باشه ..حرف نزن ... مرد باید گاهی وقتا مردونگیشو با سکوت گرمش ثابت کنه ... با بغل مهربونش !!!!
وحید
خدایا .. من همانی هستم که وقت و بی وقت مزاحمت می شوم من همانی ام که همیشه دعاهای عحیب و غریب می کند و چشم هایش را می بندد و می گوید من این حرف ها سرم نمی شود، باید دعایم را مستجاب کنی همانی که نمازهایش یکی در میان قضا می شود و کلی روزه نگرفته دارد حالا یادت آمد من کی هستم خدایا می خواهم آنگونه زنده ام نگاه داری که نشکند دلی از زنده بودنم و آنگونه مرا بمیرانی که کسی به وجد نیاید از نبودنم.
وحید
خدایا خدایــا دلـم تنگِ تنگ اسـت نمـی خواهـم اینجا بمانـم برای کس دیگری جز تو ای خوب، نمیخواهـم آواز های دلـم را بخوانم کمک کن که در هوایت دلـم پر بگیرد و در حسرت آبی آسمانت میان قفس های رنگـــی نمیرد خدایــا گلوی مرا به حق آشنا کن ... به تاریکی ام روزن نـور وا کن و تا سبـز باغ بهشت به من شـور پرواز عطا کن.!
وحید
یه جوری ریشه هام خشکید که انگار کار پاییزه ×خزونه رفتنت انگار داره برگاشو می ریزه. یه جوری گریه می کردم که بارون بینشون گم بود× کاش این رویا از آغازش فقط خواب و توهم بود
وحید
غمگین ترین روز زندگی ما انسانها ،، روزیست که احساس می کنیم .! باارزشترین موجود زندگیمون ،، میخواد به نبودنمون عادت کنه .!
وحید
ﯾﺎﺩﺕ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﻦ ﻧﮕﯿﺮ ... ﺑﮕﺬﺍﺭ ﻣﻦ ﻫﻢ ﻣﺜﻞ ﺳﻬﺮﺍﺏ ﺑﮕﻮﯾﻢ ... " ﺩﻟﺨﻮﺷﯽ ﻫﺎ " ﮐﻢ ﻧﯿﺴﺖ !!!
وحید
پاییز آمدست که خود را ببارمت
پاییز لفظ دیگر"من دوست دارمت"
بر باد می دهم همه ی بود خویش را
یعنی تو را... به دست خودت می سپارمت!
وحید
انتظار… شش حرف و چهار نقطه، کلمه ی کوتاهیست، اما سالها طول خواهد کشید تا بفهمی یعنی چه. کاش منتظرت نبودم، کاش می شد گفت “یادت مرا فراموش”
وحید
بی تو ایـسـتاده ام روی پـاهای خـودم و دارم تو را نـگاه می کنـم کـه حتـّـی روی حـرف های خودت هم نـمی توانستـی بایستی ...!!