وحید
و چه بدهکارم من به خودم ، به ایمانم ، به روحم .. بابت تمام "دوستت دارم "هایی که نگفتم و بلعیدمشان تا ثابت کنم روشنفکرم .. ! تا بگویم منطقی هستم ..! و نبودم ... !
وحید
هر شب در رؤیای من قدم می نهی ! بیدار که می شوم ... چشم من از تو خالیست ! و نگاهم ... درد می گیرد ازین بیداری تنها ... اگر در رؤیای من می آیی بگذار تا ابد بخوابم !
وحید
کـــــــــاش گــــــاهـــــــے زنــــــــــــــــــدگـــ ـے [◄◄ι] [ ιι ] [■] [►] [ι►►] داشتـــــــ .../..
وحید
آدمی که منتظر است هیچ نشانه ای ندارد هیچ نشانه خاصی! فقط با هر صدایی برمیگردد . .
وحید
هنوز صدای قدم هایت را پشت سرم می شنوم که همچون غریبه ای مرا بی تفاوت دنبال می کنی و من این چنین پیش خود می پندارم که هنوز … با گام هایت مسیر مرا دنبال می کنی ولی افسوس … مرگ بر دوراهی ها ، لعنت بر هرچه بیراهه است آری به اولین دوراهی که رسیدیم دیگر صدای قدم هایت نیامد تو رفته بودی همه گفتند که تو عابری بیش نبودی … ولی من میگویم دوراهی ها تورا از من ربودند لعنت بر دوراهی ها …
وحید
از تـــ ُ چـهـ پنهــانـ گــاهۓ برایـم آنقـدر خواستنـۓ مۓ شوۓ کـــ شـروع مۓ کنم بـــ شمــارش تکـ تکـ ثانیـهـ براۓ یکـ بار دیگـر رسیـدن بوۓ تنتــــــــ ...
وحید
و هیچ نگو و هیچ نمیگویم کنار هم که باشیم سکوت هم عاشقانه است... ღ
وحید
حجم خالــی ” تـــو ” را حجم پـُـر ” هیچ کس “ پـُـر نمی کنـــد!! حالا هی بگـــو "دوستــان به جــای مـــا"