وحید
شیرین من تاوان این عشق را کوه نیز داده است بدان هنگام که در رویای نیمه شب اش تصویری از چشمان تو را دیده و از آن زمان هرگاه که نامت را فریاد زدم کوه نیز از پی من عاشقانه صدایت کرد شیرین من هر جا که هستی خوش باش من از هر دوری باز هم شب ها رویای تو را می بینم..
وحید
کولهبارم بر دوش، سفری باید رفت، سفری بیهمراه، گم شدن تا ته تنهایی محض، یار تنهایی من با من گفت: هر کجا لرزیدی، از سفرترسیدی، تو بگو، از ته دل، من خدا را دارم ... شاید این چند سحر فرصت آخر باشد که به مقصد برسیم!
وحید
میان آدمـــک های هـــــزار رنـــــگ .. دلباخته یک رنـــگی او شدم .. افــسوس .. گذر زمان بیرنـــگش کرد .. کم رنگ .. وکم رنگ تر .. وآخــــــر مــــــــحـــــــــو . . .!
وحید
در نگاه کسانیکه پرواز را نمی فهمند هر چه بیشتـر اوج بگیـری کوچکتر خواهی شد.
وحید
فردا و دیروز با هم دست به یکی کردند دیروز با خاطراتش ما را فریب داد و فردا با وعده هایش ، خوابمان کرد. وقتی چشم گشودیم که امروز گذشته بود...
وحید
دیـروز را سوزاندیم برای امـروز امـروزمان را گذراندیم برای فـردا و فـردایمان دیـروزی دیگـر است ... این است معادله لحظه ها.
وحید
همیشه یادت باشد چیزی که امروز داری شاید آرزوی دیروزت بوده و بزرگترین آرزوی فردایت شود. پس همیشه سعی کن قدرِ چیزی که امروز داری را خوب بدانی.
وحید
فرقی نمیکند گودال آبی کوچک باشی یا دریای بیکران زلال که باشی آسمان درتوست
وحید
هیچ چیز واقعا خراب نیست ! حتی ساعتیکه از کار افتاده ، دو بار در روز زمانرا درست نشان می دهد .