وحید
غارتگر من ای غارتگر غرور سر بلند من، نمی دانم چگونه به تو بپیوندم اگر بهشتی هستی بگو، تا تعظیم کنم تمام خدایان را اگر دوزخی هستی بگو تا جهان را پر از گناه کنم اگر سرزمین تسخیر شده ای بگو تا پوستم را پرچمت کنم ... و اگر همانند من کولی آواره ای برایم حد و مرزی بکش و مرا سرزمین خویش کن
وحید
عشق از نه عنصر تشکیل شده است بردباری: (عشق بردبار است) مهربانی: (مهربان است) سخاوت: (عشق در آتش حسد نمی سوزد) ظرافت: (عشق اطوار ناپسندیده ندارد) فروتنی: (غرور ندارد) تسلیم: (نفع خود را خواهان نیست) تسامع: (خشم نمی گیرد) معصومیت: (سوء ظن ندارد) صداقت: (از ناراستی شاد نمی شود، اما به راستی به شعف می آید) بر گرفته از: عطیه برتر پائولوکوئلیو
وحید
عشق چیست؟ آوس پنسکی در کتاب ترتیوم اورگانوم می گوید: "عشق پدیداری است کیهانی که عالم چهار بعدی یا دنیای شگفتی ها را برای آدمی می گشاید"
وحید
برای عشق تمنا كن ولی خوار نشو. برای عشق قبول كن ولی غرورتت را از دست نده . برای عشق گریه كن ولی به كسی نگو. برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه. برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشكن . برای عشق جون خودتو بده ولی جون كسی رو نگیر . برای عشق وصال كن ولی فرار نكن . برای عشق زندگی كن ولی عاشقونه زندگی كن . برای عشق بمیر ولی كسی رو نكش . برای عشق خودت باش ولی خوب باش.
وحید
اگر قلبی به خلوص و پاکی کودکان داشته باشم لذتی بالاتر از آن برایم متصور نیست... کیتارو نیشیدا
وحید
ببار بارون ک اینجا شکلِ زندونه.... ببار بارون دلِ بی طاقتم خونه.... یکی زندگیشو گم کرده.... ببار بارون قرارِ گریه برگرده.... ببار بارون دیگه دیونگی بس نیس؟ ببار بارون ک تنهایی اصلا چیز قشنگی نیس..
وحید
عشقـــ / چیـ ــز مُبهـ ــمے نیستــــ / همینــــ بارانیستــــ کهـ / از چشمـــ منــــ مے بـ ــآرد / وقتــــ دلتنگے دستهاے منــــ ...
وحید
\ . . . تـنــہـایـے ؛ نـاҐ ِ دیـگـر پـآیـیـز اسـﭞ ! هـر چـﮧ عـمـیـقتـر بـرگ ریـزاטּ خـاطـره هـاﭞ بـیـش تـر . . . /
وحید
√ با خود گفتم : فراموشش میکنم ! . . . . . . . .. . . . . . . بــــــی خود گفتم !
وحید
عاشق بی معشوق عابد بی معبود آدمها حیران سرگردان سردر گریبان یکی بدنبال عشق یکی فراری از عاشقی اینگونه بود که هر روز برتعداد دیوانگان شهر اضافه میشد همه مجنون و همه شیدا ... و باز داروغه هر شب بانگ بر می آورد آسوده بخوابید ،شهر در امن و امان است
وحید
دعـای بـاران قلب ابـرها / تنـد تـر می تپـد وقـتی / قـرارسـت / بیایی! . . . بـاز امشـب / تمـام پنـجـره ها، دسـت / به دعـای بـاران گــشـوده انـد...
فقط ممکنه مدتی از دسترس خارج بشه
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 13 ساعت قبلاونم محدود / بنابراین صبور باشید ...