وحید
چگونه است؟! صبح که بیدار شدی کدامین نقاب را بر می داری؟ فصل نقابهاست... انگار کسی ما را بی نقاب نمی بیند اگر روی واقعی داشته باشیم کسی ما را نمی پسندد به دنبال لحظه ایم که تمام نقابها از چهره ها برداشته شود ایا آن روز هیچ "خودی" باقی خواهد ماند؟
وحید
دخترک برگشت چه بزرگ شده بود پرسیدم : پس کبریتهایت کو ؟ پوزخندی زد . گونه اش آتش بود ، سرخ ، زرد ... ......... گفتم : می خواهم امشب با کبریتهای تو ، این سرزمین را به آتش بکشم ! دخترک نگاهی انداخت ، تنم لرزید ... گفت : کبریت هایم را نخریدند سالهاست تن می فروشم ...
وحید
آدمی که منتظر است هیچ نشانه ای ندارد هیچ نشانه خاصی! فقط با هر صدایی برمیگردد . .
وحید
کـاش مـی فـهـمیـدی .... قـهـر میـکنم تـا دسـتـم را مـحـکمتر بگیـری و بـلـنـدتـر بـگـویی: بـمان... نـه ایـنـکـه شـانـه بـالا بـیـنـدازی ؛ و آرام بـگویـى: هـر طور راحـتـى ... !
وحید
یادم باشد دیگر هرگز خاطره هایم را کند و کاو نکنم! مثل آتش زیر خاکستر می ماند... حساب از دستم در رفته... چندمین بار است که با یاد نگاه آخرت آتش می گیرم...؟
وحید
میدونی چی بیشتر از همه آدمو داغون میکنه : این که هر کاری در توانت هست براش انــــجام بدی ، آخــــرش بـرگرده بگه : مگه من ازت خواستم . . . / .
وحید
شخصی نزد طبیبی رفت و گفت : دردی دارم آن را علاج کن. طبیب پرسید چه دردی داری؟ مریض گفت : چند روز است که موی من درد می کند! طبیب پرسید : امروز چه خورده ای؟ مریض گفت : نان و یخ! طبیب گفت : سبحان الله نه دردت به درد آدمیان می ماند و نه غذایت به غذای عالمیان







13 سال و 11 ماه و 11 روز و 21 ساعت و 28 دقيقه قبلافرین رها

ممنون سکوت زندگی
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 21 ساعت و 25 دقيقه قبل

13 سال و 11 ماه و 11 روز و 21 ساعت و 24 دقيقه قبل


13 سال و 11 ماه و 11 روز و 21 ساعت و 23 دقيقه قبلسکوت زندگی معذرت پستتو خراب کردم
خواهش می کنم ///این چه حرفیه ....


13 سال و 11 ماه و 11 روز و 21 ساعت و 21 دقيقه قبل