وحید
. گرگه در خونه بزبزقندی رو میزنه شنگول میگه: کیه؟ گرگه میگه : منم آقا گرگه شنگول و منگول و حبه انگور تحت تاثیر صداقتش قرار میگیرن و درو باز میکنن !!!
وحید
به غضنفر میگن چرا خودکشی کردی؟ افسردهای؟ میگه نه بابا، خوبم، میخواستم تو اوج خداحافظی کنم ! .
وحید
غضنفر میره رستوران میگه : جوجه دارین ؟ گارسون : آره میگه : دونش بدین نمیره !
وحید
غضنفر می ره عیادت مادرزنش. می پرسه “بهتری؟”
مادرزنش می گه: “تبم قطع شده ولی گردنم هنوز درد می کنه…”
غضنفر می گه: “انشاالله اون هم قطع می شه!”
.
وحید
غضنفر به نامزدش اس ام اس می ده: عزیزم! من تا ۱۰ دقیقه دیگه میام پیشت. اگه نیومدم اس ام اس رو دوباره بخون!
وحید
تلویزیون داره میگه : جوونا باید مسیر زندگیشونو مشخص کنن تا موفق بشن ... یهو مامانم برگشته میگه : مسیرشون مشخصه دیگه ... اینترنت ..آشپزخونه... اینترنت...دستشویی... اینترنت...تخت خواب ...!!!
وحید
انتقاد هم مانند باران ، باید آنقدر نرم باشد، تا بدون خراب کردن ریشه های آن فرد موجب رشد او شود.