دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

وحید

HACKED BY WITH HAmEd KH@TaR درباره »
وحید
مرد - مجرد
امتیاز: 2015.1

دنبال‌شدگان

(436 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(207 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

احسان | dark knight
536191_439235539451737_843181335_n.jpg احسان | dark knight

این پستم رو حذف کنین خیانت کردین به آبا و اجداد و هرچی ایرانیه وطن دوست ِ

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
وحید
وحید
در میکده

باران که مـی بارد دلـــــــم برایت تنگ می شود راه می افتــــــم بدون چتر من بغض می کنــــــــــــــم آسمان گریه....

وحید
وحید
در میکده

گاهی وقتی که داشته ‌ها و نداشته‌هایم را کنار هم می ‌‌گذارم چیزی در این میان کم می‌‌آورم چیزی شبیه تو که تمام نداشته هایم هستی....

وحید
وحید
در میکده

میرود#... مثل آن مسجد سر راهی تنهایم کسی هم می آید مسافر است...میشکند هم نمازش را هم دلم را و میرود....

وحید
وحید
در میکده

كاش می شد حرفی از "كاش می شد"هم نبود... در حضور خارها هم می شود یك یاس بود در هیاهوی مترسك ها پر از احساس بود میشود حتی برای دیدن پروانه ها شیشه های مات یك متروكه را الماس بود دست در دست پرنده ، بال در بال نسیم ساقه های هرز این بیشه ها را داس بود كاش می شد حرفی از "كاش می شد" هم نبود هرچه بود احساس بود و عشق بود و یاس بود....

وحید
وحید
در میکده

یه روز تو خنده هات گفتی تو می مونی و من میرم... به گوش تو می رسه روزی که بعد از تو چی شد حالم چه جوری گریه می کردم که از تو دست بردارم نشد گریه کنم پیشت ، نخواستم بد شه رفتارم نمی خواستم بفهمی تو ، که من طاقت نمی یارم دلم واسه خودم می سوخت ، برای قلب درگیرم یه روز تو خنده هات گفتی تو می مونی و من میرم سرم رو گرم می کردم که از یادم بره این غم ولی بازم شبا تا صبح تو رو تو خواب می دیدم نمی دونستی اینا رو ، چرا باید می فهمیدی منو دیدی ولی یکبار ازمن چیزی نپرسیدی....

وحید
وحید
در میکده

عشقه بيگانه اولانلار نه بولور كيم نه چكير... تنگ اولور عالم منه سنسیز گئجه لر بیر نفر اولمادی منن اولا همدم گئجه لر بیر منم ، بير بو قلم ، بيرده بو ويرانه اورح اوچوموزده ائلروخ ناله باهم گئجه لر عشقه بيگانه اولانلار نه بولور كيم نه چكير چهمسين من چكنه اهل جهنم گئجه لر..

وحید
وحید
در میکده

#... بـــرگ پـــاییــزی راهـی نـدارد جـــز سُــــــــقوط وقـتی می دانـد درخت عِشــقِ بَـــرگ تـــــازه ای را در سر دارد....

وحید
وحید
در میکده

" یگانگی " بر قله ایستادم . آغوش باز کردم . تن را به باد صبح ، جان را به آفتاب سپردم . روح یگانگی با مهر ، با سپهر ، با سنگ ، با نسیم ، با آب ، با گیاه ، در تار و پود من جریان یافت ! موجی لطیف ، بافته از جوهر جهان ، تا عمق هفت پرده تن را ز هم شکافت . ” من “ را ز تن ربود ! ” ما “ ماند ، راه یافته در جاودانگی ! فریدون

وحید
وحید
در میکده

مرتضی پاشایی : همیشه یه آدم , با یه خاطره یا یه احساس خاص هست , که رو کاغذ یا تو ذهنمون باهاش در دل می کنیم. تقدیم به همه کسایی که چه تو دلشون , چه تو زندگیشون یکی هست دوستتون دارم تا ابد ...

وحید
وحید
در میکده

"از نفرتی لبریز" ما نوشتیم و گریستیم ما خنده کنان به رقص بر خاستیم ما نعره زنان از سر جان گذشتیم ... کسی را پروای ما نبود. در دور دست مردی را به دار آویختند : کسی به تماشا سر برنداشت ما نشستیم و گریستیم ما با فریادی از قالب خود بر آمدیم "احمد شاملو"

وحید
وحید
در میکده

مرا ورق می زنی می گذرم از تو از برگ های باران خورده از دوست داشتن .... ورق می خورم . تکراری دوباره کتاب هایی از جنس خاک سکوت زمین.... تن خسته من سال هاست بوی غم می هد. این بار فصل دوباره ای در راه است « سحر رومی »

وحید
وحید
در میکده

من از تاریکیه شبهای فرداسوز می ترسم ازاین تنهایی تکراریه هر روز میترسم من از شب سایه های پشت هر دیوار میترسم از این تخریبو فرسایش از این آوار میترسم بدون برق چشمات از شبو فانوس میترسم بدون تو نمی میرم فقط با مرگ درگیرم بدون مرحم دستات یه زخم کهنه و پیرم نمیتونم نمیمیرم فقط با مرگ درگیرم نمیمونم میدونم از این تکرار دلگیرم

وحید
وحید
در میکده

نقاشی می کشم# دنیای# وارونه ام را ، از اینجا تا بی انتهایی تو رنگ در طرح بوسه ای بر باد درختی در آغوش خاک آسمانی بی ماه طبیعتی برهنه و من چشمانم حکایت ها دارد ..

وحید
وحید
در میکده

مرد به این امید با زن ازدواج میکند که زن هیچگاه تغییر نکند ، زن به این امید با مرد ازدواج میکند که روزی مرد تغییر کند و همواره هر دو ناامید میشوند. "آلبرت انیشتین"