دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

وحید

HACKED BY WITH HAmEd KH@TaR درباره »
وحید
مرد - مجرد
امتیاز: 2015.1

دنبال‌شدگان

(436 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(207 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

وحید
وحید
در میکده

به دنیای این روزای من خوش آمدید لبخند پنجره بوی رفتن تو را میدهد. هجوم باد زمزمه ی گام های توست. و این تویی که دراین معادله ی یک طرفه نمی شنوی سکوت خرد شدنم را!

وحید
وحید
در میکده

زندگی مثل آب توی لیوان ترک خورده میمونه... بخوری ، تموم میشه ... نخوری ، حروم میشه از زندگیت لذت ببر ... چون در هر صورت تموم میشه…

وحید
وحید
در میکده

آخرین چیزی که انسان محکم نگه می دارد اغلب دست کسی است… یوستین گاردر

وحید
وحید
در میکده

من به بهانه ی رسیدن به زندگـی، همیشه زندگــــــــــی را کشته ام! محمود دولت آبادی

وحید
وحید
در میکده

چیزهایی هست که نباید گفت ، مگر برای دوستان ؛ چیزهایی هست که نباید گفت ؛ حتی برای دوستان ؛ و بالاخره ، چیزهایی هست که نباید گفت ، حتی برای خویش! داستایوفسکی

وحید
وحید
در میکده

برای خدمت کردن نیازی به داشتن مدرک دانشگاهی نیست. شما ناگزیر نیستید که درباره‌ی افلاطون و ارسطو و یا تئوری انیشتین بدانید؛ شما فقط به قلبی سرشار از نیکی و مهربانی و روحی سرشار از عشق نیاز دارید... پرمودا باترا

وحید
وحید
در میکده

صورت شما کتابی است که مردم می توانند از آن چیزهای عجیب بخوانند. ویلیام شکسپیر

وحید
وحید
در میکده

چیزی که به زنده بودنم ارزش می بخشد، قدیسانی ست که ملاقات شان کرده ام و همه جا هم پیدا می شوند . منظورم از قدیس کسانی ست که در این جامعه ی فوق العاده ناشایست به طرز شایسته ای رفتارمی کنند !

وحید
g.jpg وحید
در میکده

بدون شرح!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

وحید
وحید
در میکده

به هیچکس اجازه ندهید احساسات شما را جریحه دار کند. باید روی پای خود بایستید و مبارزه کنید. کسانی وجود دارند که حاضرند هر کاری انجام دهند تا شکست شما را ببینند. هرگز نگذارید به هدفشان برسند. سرتان را بالا نگه دارید، بر چهره تان لبخندی بنشانید و محکم بمانید.

وحید
وحید
در میکده

آه از اين جاده هاي بي انتها آه از اين همه راه هاي بي پايان با من بگو که در انتهاي اين جاده هاي پير چه کسي در انتظار ماست!؟!؟

وحید
وحید
در میکده

فرهاد خانه نشین شد برای خورشیدی که هرگز غروب ندارد... از فرهاد می نویسم، نه از فرهاد قصه ها که در پی شیرین خود بود... می نویسم از فرهاد، که در پی شیرینی لحظه های ما بود... از یک هفت مقدس که شاعرانه توپ بازی می کرد... و چه دراماتیک توپش را پاره کردند... فرهاد خانه نشین شد، اما بیشتر دلنشین شد... مانند یک آهو در قفس پاهایش را بریدند... فرهاد! کاش روزی برگردی ومربی آبی هاشوی... ما با تو آبي تریم... تو حجازی زمان مایی...

وحید
وحید
در میکده

برایت دعا می کنم که ای کاش خدا از تو بگیرد هر آنچه را که خدا را از تو می گیرد استاد شریعتی

وحید
وحید
در میکده

پشت چراغ قرمز... اعتراف کردم”دوستت دارم” تاهرجامجبور شدی کمی مکث کنی.. یادمن بیفتی نمیدانستم قراراست بعدمن تمام چراغهای زندگیت سبز شوند

وحید
وحید
در میکده

یاد سهراب بخیر... آن سپهری که تا لحظه خاموشی گفت تو مرا یادکنی یا نکنی.باورت گربشود گر نشود حرفی نیست اما نفسم میگیرد در هوایی که نفسهای تو نیست....دلم برات تنگ شده