دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

وحید

HACKED BY WITH HAmEd KH@TaR درباره »
وحید
مرد - مجرد
امتیاز: 2015.1

دنبال‌شدگان

(436 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(207 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

وحید
وحید

بچه ها توی کلاس داشتند سر و صدا می کردند که ناظم میاد تو با عصبانیت میگه : اینجا طویله است؟ یکی از بچه ها می گه : نه آقا اشتباهی اومدید!

وحید
وحید

دقت کردین همیشه خنده دار ترین موضوعات زمانی به مغزت میرسه که وسط مراسم ختم هستی؟

وحید
وحید

پسر : عزیزم میتونی امروز بیای ببینمت؟ دختر : نه فامیلمون اینا از خارج اومدن نمیشه پسر : باشه فرداش : عزیزم امروز میای بریم سینمااا ؟! دختر : نه ...آخه کلی درس دارم باید بخونمشون ... ...پسر : باشه دو روز بعد پسر : عزیزم فردا میتونی بیای بریم پارک چیتگر ؟!دوستام همه با دوست دختراشون دارن میان دختر : نه به خداااا .... فردا دعوتیم خونه عموم ایناااا پسر : باشه فرداییش دختر : عزیزم ، امشب شام بریم بیرون ..؟! پسر : آآآآآااااااای ...چرا زودتر نگفتی ؟! با دوستام قرار استخر گذاشتم که دختر : برووووووو با دوستاااااااااات استخر ...اونا برات مهم ترن ...بروووووووووو لامصــــب ((((((((((((( پسر بدبخت (

وحید
گم.jpg وحید

اینم از شادترین گاو جهان

وحید
وحید
در میکده

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت ! پرسیدند : چه می کنی ؟ پاسخ داد : در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم ... گفتند : حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است و این آب فایده ای ندارد گفت : ...شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ، اما آن هنگام که خداوند می پرسد : زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی ؟ پاسخ میدم : هر آنچه از من بر می آمد !!!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
وحید
وحید
در میکده

بلند باش ؛ لاغر باش ، کوتاه باش ! چاق باش .... کچل باش ؛ بی سواد باش ! پرفسور باش ، اما تو رو خدا بی شعور نباش .... شعور داشته باش ! شعور محبت دیدن ... شعور محبت کردن ... !!!

وحید
وحید
در میکده

دلم می خواد عاشق باشد... عقلم می خواهد عاقل باشد... این میگوید زود باش! آن میگوید دور باش! احساسم این روزها دوشیفت کار می کندو حقوقش را از من میگیرد : اشک و ...بی قراری....

این ارسال را بازنشر کرده است.
وحید
وحید
در میکده

ای تو اگر نبودنم را حس می‌کردی اینقدر تلنگر به بودنم نمی‌زدی ...

وحید
وحید
در میکده

یاد گرفتـــه ام انسان مدرنی باشــــم و هر بار که دلتنـــــــگ میشوم بـه جای بغـض و اشــــک تنها به این جمله اکتفا کنم که هوای بـد ایــن روزها آدم را افسـرده میکنـد ...!!!

وحید
وحید
در میکده

مانده‌ام چگونه تو را فراموش کنم اگر تو را فراموش کنم باید سال‌هایی را نیز که با تو بوده‌ام فراموش کنم دریا را فراموش کنم و کافه‌های غروب را باران را اسب‌ها و جاده‌ها را باید دنیا را زندگی را و خودم را نیز فراموش کنم تو با همه‌ چیز درآمیخته‌ای!

وحید
وحید
در میکده

به سلامتی پاییز و آسمان ابرییش! که آدم نه خودش میداند دردش چیست و نه هیچکس دیگری… فقط میدانی که هر چه هوا سردتر میشود ، دلت آغوش گرمش را میخواهد ...

وحید
طس.jpg وحید
در میکده

آدم باید یکیو داشته باشه که وقتی نگاش میکنه دلش یه جوری بشه .....!

وحید
وحید
در میکده

گاهی مرا یاد کن من همانم که اگر ساعتی از من بی خبر بودی آسمان را به زمین میدوختی!!

وحید
وحید
در میکده

ساده لباس بپوش، ساده راه برو اما در برخورد با دیگران ساده نباش زیرا سادگی ات رانشانه میگیرند برای درهم شکستن غرورت . . .

وحید
وحید
در میکده

سایه صلیب مرد جوانی که مربی شنا و دارنده ی چندین مدال المپیک بود، به خدا اعتقادی نداشت. او چیزهایی را که درباره خداوند میشنید مسخره میکرد.شبی مرد جوان به استخر سر پوشیده آموزشگاهی رفت. چراغ خاموش بود ولی ماه روشن بود و همین برای شنا کافی بود. مرد جوان به بالاترین نقطه تخته شنا رفت و دستانش را باز کرد تا درون استخر شیرجه برود.ناگهان، سایه بدنش را همچون صلیبی روی دیوار مشاهده کرد. احساس عجیبی تمام وجودش را فراگرفت. از پله ها پائین آمد و به سمت کلید برق رفت و چراغ ها را روشن کرد.آب استخر برای تعمیر خالی شده بود!!!