دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

۩۞۩وحید۩۞۩

i love you : رک و راست ، مهربون،خوش اخلاق،صبور،تحمل ام زیاده،اعتماد به نفس،سختی و مشقت تو زندگی زیا... درباره »
۩۞۩وحید۩۞۩
مرد - مجرد
امتیاز: 17472

دنبال‌شدگان

(2735 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(854 کاربر)

گروه‌ها

(589 گروه)

بازدید

۩۞۩وحید۩۞۩
۩۞۩وحید۩۞۩
در دوره

6 کلید یک رابطه موفق: دوستی، آزادی، صداقت، اعتماد، درک و گفتگو.

دیدنی ها
دیدنی ها

جوگیر شدن این اردک

دیدنی ها
tasvirnama-0410159889648.jpg دیدنی ها

باربری با ماشین پلیس!!! جریمه اش میتونه چی باشه!!!؟

✿.•*´BITA ✿.•*´
✿.•*´BITA ✿.•*´

توهین به دوست داشتنی های زندگیم برام تعریف نشده س، حتی اگر به ضررم باشن

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
موسیقی
PedramAminii.jpg موسیقی

آهنگ جدید و بسیار زیبای پدرام امینی به نام یاهو مسنجر ... اینم کم داشتیم ... اومد

۩۞۩وحید۩۞۩
۩۞۩وحید۩۞۩
در دوره

عمر که میگن دست خداست ،پس دست خداست ، چند روز قبل یکی از بچه محلی هامون رفته بود تهران واسه کار ، دوستاش بهش گفته بودن دست مزد شهر تهران از اونجایی که کار میکنی زیاده ... اینم از قضا رفته بود واسه کار (تهران) ، اینم تازه اشنا با کار ... بعد چند روز کار کردن .. مستقیم از اون ساختمان های اسمان خراش میفته پایین و مرگ مغزی ... روحش شاد یادش گرامی / خلاصه به همون دست مزدی که میدن قانع باش هر چند که کم باشه / شکرت خدایا

جواد منادی
جواد منادی
در وقتی...

سر سفره هستی و اونقد فکرایِ مختلف میاد تو سرت، که مامان کلی صدات میکنه جواد بازم غذا میخوای؟ و تو اصلا متوجه نمیشی ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهــــ ه
الهــــ ه

موقع برگشتن با مهسا از دانشگاه نشستيم دوتاييمون مثه هميشه آب نبات چوبي خورديم ، تو راه يه مسيري رو دوئيديم و كلي خنديديم ، خُل بازي در اورديم ، بعد قاصدك چيدم ! مَسا ميخواست فوتش كنه ، گفتم واسااااا ، آرزو كردم ! خدا كنه اون دوتا كه اينقد عاشق همن بهم برسن ! بعد فووووووووتــــــــ . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
۩۞۩وحید۩۞۩
۩۞۩وحید۩۞۩
در سلام

سلام بر اهالی دنبالر

moon22
moon22
در وقتی...

اولین دستمزدِ کارت رو میگیری،هرچند کم اما دلچسب: )

این ارسال را بازنشر کرده است.
علی فلاح
علی فلاح

مادرم رفت.. من موندم و هزاران حرفِ تو دلم.. چه زخم و زبون هایی که بهش زدن و بعدِ مرگش اومدن زار و زار گریه کردن! خواهر! برادر! خاله و دایی و .. که هرکدوم وقتی مادرم مریض بود اونا هم مریض بودن!! همه از مریضیش خسته شده بودند اما من مونده بودم و نفس های آخرش و ضربان قلبی که شروع به صفر شدن کرده بودن! انگار همین الانه!! 125 - 100 - 85 - 66 - 50 - 37 و صدای هشدار!! همین جا بود که بغضم ترکید! به بی مادر شدن نزدیک میشدم.. هر لحظه بیشتر از پیش.. فریاد زدم.. پرستار! کجایین؟! مادرم داره از دست میره! ضربان قلب 0 شده بود و ضربان قلب من 120 شاید هم بیشتر! شوک! ماساژ قلب! تنفس مصنوعی هم نتونست جلوی بی مادر شدن من در روز تولدم رو بگیره.. و اینطور شد که من تو روز تولد 22 سالگیم یکی از نعمتهای بزرگ زندگیم! تنها غمخوارم! تنها کسی که کلمه به کلمه حرفم رو می فهمید! کسی که تا آخرین لحظات زندگیش ، کم نیاورد و برای اینکه دل پسرش رو به درد نیاره، سوال میپرسیدم خوبی مامان؟ با چشماش میگفت آره! که مبادا من ناراحت بشم! رو از دست بدم و هر سال تو این روز برای مادرم سالگرد برگزار کنم! مادرم رفت اما همیشه با من هست!

و 62 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
۩۞۩وحید۩۞۩
۩۞۩وحید۩۞۩
در دوره

فعلا ... برم یه چای بخورم ...بعدش هم لالایی / تا فردا شب GOODBAY lets GO

۩۞۩وحید۩۞۩
۩۞۩وحید۩۞۩

تقدیـــــم با عـــــــــشـــــــــق به امید اینکه همه عاشق و معشوق ها باهم صادق باشند ((( دیـــد گـــآه . . . )))

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهه
الهه
در وقتی...

بغض ولت نمی کنه...

این ارسال را بازنشر کرده است.