خب برسیم به وخ ته #شکم که هیچی نمیخورم البته هیچی که نه صبح ها یه چَن تا گوجه فرنگی و بادمجون سرخ میکنم میل میکنم با مخلفاتش!صبحانه از گلو پایین نمیره ظهر ا هم یه سیب زمینی و... سرخ شده میخورم و شب ا هم هیچی اصن یه وضعی شده غذا خوردنم والا
80:بچه که بودم نمیدونستم سیــگار چیه چیز چیه یه دفعه یه چَن تا سیگار خریدم فک کٌنم 6تا بود درست یادم نمیاد خب رفتم خریدم و اوردمش که روشنش کنم که یه دفعه پدرم از خونه در اومد نفهمید ولی تا میخواستم یکی روشن کٌنم ( ســـرفه ام میومــَد<---> ) بعدش پشیمون شٌدم همش رو له کردم و انداختم دور هر موقع یاد اون میافتم خنده ام میگیره حالا که هر موقع کسی و سیگاری میبینم خیلی بدم میاد چون از بوش متنفرم و نمیتونم نفس بکشم . لطفا سیگار نکشید حق نفس کشیدن در تاکسی و جاهای دیگر رو رعایت کنید )
دهه 80:یادش بـخیر بچه که بودیم با بچه ها یه تیر کَمون درست میکردیم بعدا میفرتیم سر وقت ِ گٌنجیشک ها هر موقع که یکی از دوستام یه گنجیشکی رو نِشون میگرفت تو چن ثانیه میافتاد زمین و من میرفتم و میاوردمش تا یه کباب از چَن تا گٌنجیشک دٌرست کنیم البته خوشمزه هم میشد ها
یه چن دقیقه میخوام یه چیزی بخونم 90% درصــــد کٌپـــی و پــیــست لاقل 10 تا پست(copy&paste) نه ایــنکه 100 تـــا :::>من : یه چشمم مانــیتور یه چشمم کتاب یه دستم لیوان چای اون یکی دستم موس یه گوشم رادیو یه گوشم سریال تی وی ::: یعنی از بین این همه یه چشمم کار خطا میکنه اونم اولین گزیــنه(یه چشمم مانیتور<-----کپی پیس میس نیس---->)
بهتــرین شبــکه ای دنبــالــر خیلــی قشنگــه دلنــوشته ی گــروه هــات زنــده باشی و سالــِم تــلاش بكٌن تو دائــمكارت شٌده چه بهتر ای گل من تاج سرم دنبالـــر