اى مردم، سخنم را بشنويد و در كشتنم عجله نكنيد تا شما را با آنچه كه سزاوار است موعظه كنم و عذر خود را بيان نمايم! پس اگر با من منصفانه رفتار كرديد، سعادتمند خواهيد شد و اگر عذر مرا كافى نداستيد و از در انصاف برنيامديد، آن وقت افكار خود را روى هم بريزيد و با هم تفكر كنيد تا امر بر شما مشتبه نماند، سپس بدون هيچ تأخيرى كار خود را يكسره كنيد. بدانيد كه صاحب اختيار و ولى من خداوند است كه قرآن را فرستاده است و او سرپرست صالحان است). آنگاه حمد و ثناى الهى را به جاى آوردند و بر رسول خدا (ص) درود فرستادند و فرمودند:
(ابتدا نسب مرا در نظر بگيريد و ببينيد من كيستم و سپس به افكار خود مراجعه كنيد و آن را مورد سؤال و بازخواست قرار دهيد، ببينيد آيا سزاوار است مرا بكشيد آيا هتك حرمت من بر شما جايز است مگر من پسر دختر پيامبر شما نيستم مگر من پسر وصى پيامبر و پسر عموى او كه اولين مؤمن و تصديق كننده رسول خدا و اولين تأييد كننده آنچه به او نازل شده است نيستم مگر حمزه سيدالشهدا عموى پدر من نيست مگر جعفر طيار عموى من نيست مگر سخن رسول خدا (ص) را درباره من و برادرم نشنيدهايد كه مىفرمايد: هذان سيدا شباب أهل الجنة: حسن و حسين دو سرور و آقاى جوانان بهشت هستند.
اگر مرا تأييد مىكنيد و مىدانيد كه راست مىگويم، پس از كشتن من صرف نظر كنيد! سوگند به خدا، از وقتى كه دانستهام خداوند دروغگو را دشمن خود قرار داده است، سخن دروغى بر زبان نياوردهام! و اگر گفتار مرا باور نداريد و تكذيبم مىكنيد، در ميان شما كسى هست كه خبر دهد و صدق سخنان مرا تأييد كند. برويد از (جابر بن عبدالله انصارى) و (ابو سعيد خدرى) و(سهل بن سعد ساعدى) و(زيد بن ارقم) و(انس بن مالك) سؤال كنيد. آنان به شما خبر خواهند داد كه رسول خدا (ص) درباره من و برادرم چنين سخنى را فرموده است. آيا اين براى جلوگيرى شما از ريختن خونم كافى نيست).
در اينجا شمر بن ذى الجوشن گفت: من خدا را زبانى مىپرستم و نمىدانم تو چه مىگويى! حبيب بن مظاهر در پاسخ گفت: تو خدا را به هفتاد زبان مىپرستى و من گواهى مىدهم كه راست مىگويى و نمىدانى كه حسين چه مىگويد. خداوند دلت را سياه كرده است!
امام فرمودند: اگر در اين امر شك داريد، آيا در اين نيز كه من پسر دختر پيغمبر شما هستم شك داريد سوگند به خدا در ميان مشرق و مغرب عالم، پسر دختر پيامبرى غير از من، نه در ميان شما و نه در ميان كس ديگرى نيست! واى بر شما! آيا من كسى از شما را كشتهام كه به طلب قصاص آمدهايد آيا مالى را از شما تصاحب كردهام و آيا زخمى بر شما وارد كردهام كه مىخواهيد تلافى كنيد).
(اى شبث بن ربعى، اى حجار بن ابجر، اى قيس بن اشعث و اى يزيد بن حارث! مگر شما نبوديد كه در نامه نوشتيد: ميوههاى درختان رسيده است و زمين سرسبز شده، اگر به سوى ما بيايى، به سوى لشكرى آمدهاى كه آماده كمك به تو و تحت فرمان تو است).
قيس بن اشعث گفت: ما نمىدانيم تو چه مىگويى. بايد تسليم حكم پسر عمويت (يزيد) شوى تا او هر طور خواست با تو رفتار كند و آنان براى تو چيزى نمىخواهند مگر آنچه را كه تو بپسندى!
امام (عليه السلام) در مقابل اين سخن فرمودند: نه، به خدا سوگند، مانند ذليلان دست بيعت به شما نخواهم داد و همچون بردگان در مقابل شما آرام نخواهم نشست و تمكين نخواهم كرد! اى بندگان خدا! من به پروردگار خودم و پروردگارتان، از هر متكبرى كه به روز حساب ايمان نمىآورد پناه مىبرم)!
فهمیه راستکار دوبلور و بازیگر پیشکسوت سینما، تلویزیون و تئاتر ایران و همسر نجف دریابندری مترجم و نویسنده ایران عصر پنجشنبه دوم آذر در سن 80 سالگی گذشت.
فهمیه راستکار که متولد ۱۳۱۱بود، از چندی پیش به بیماری آلزایمر مبتلا شده بود، ساعاتی پیش در خانهاش در تهران درگذشت.
راستکار لیسانس خود را در رشته زبان فرانسه گرفت و بازی در تئاتر و فعالیت در دوبله را از نیمه دهه ۱۳۳۰ آغاز کرد. همچنین کار در سینما را از سال ۱۳۵۲ با فیلم «مغولها» به کارگردانی پرویز کیمیاوی آغاز کرد.
«شیر سنگی» (۱۳۶۵)، «ستارهها ۳: ستاره بود» (۱۳۸۴) و «پابرهنه در بهشت» (۱۳۸۴) از جمله کارهای فهمیه راستکار در سینماست.
مراسم تشییع پیکر وی صبح فردا از ساعت 9 از مقابل منزلش شخصی اش(تهران، خیابان ولی عصر -عج-، بعد از تقاطع بزرگراه نیایش، خیابان نهم)، به مقصد گورستان بیبی سکینه برگزار خواهد شد.
-----
بازیگری
گیس بریده (۱۳۸۵)
پابرهنه در بهشت (۱۳۸۴)
ستارهها ۳: ستاره بود (۱۳۸۴)
رازها (۱۳۸۳)
دختری بنام تندر (۱۳۷۹)
روانی (۱۳۷۶)
زن شرقی (۱۳۷۶)
الو!الو! من جوجوام (۱۳۷۳)
مرغ و همسایه (۱۳۷۰)
عشق و مرگ (۱۳۶۹)
جهیزیهای برای رباب (۱۳۶۶)
محموله (۱۳۶۶)
ترنج (۱۳۶۵)
شیر سنگی (۱۳۶۵)
خط پایان (۱۳۶۴)
آقای هیروگلیف (۱۳۵۹)
مغولها (۱۳۵۲)
@۩۞۩وحید۩۞۩ سلام كوچولوي دااشي چه طوري ؟؟!محل نميذاري ديگه توروحت يادش به خير قديما دوستانه ..كسي ديگه جز تو اينجا نيس ؟؟!!!يه مشت چيزيش بگيم بخنديم .ببين چيكار ميكردم دوستانه سايت تو هوا بود اينجا ميبرمتون فضا وحيد خوشگله اينم شماره داداش اون خطه خاموش شد زنگ بزن هر وق عشقت كشيد حرف بزنيم 09103538917........ههههههه خوشحال شدم داداش اگه كسه ديگه اي هم هس معرفي كن يه گپ بزنيم باش ..........من رفتم فعلا سرعتم كمه ..باي ببوسم اس بده وحيد جون .شب خوش واسه خاطر تو فقط اومدم
دیگه مدیری ناظم شدی هی از این شاخ بازی ها رو در نیاری پوستت رو غلفتی میکنم (درست نوشتم ).........هههههههه ..دوست داشتم جرات داری مسدودم کن ..دیگه مدیریت گروهام رو بت نمیدم