دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

۩۞۩وحید۩۞۩

i love you : رک و راست ، مهربون،خوش اخلاق،صبور،تحمل ام زیاده،اعتماد به نفس،سختی و مشقت تو زندگی زیا... درباره »
۩۞۩وحید۩۞۩
مرد - مجرد
امتیاز: 17472

دنبال‌شدگان

(2735 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(854 کاربر)

گروه‌ها

(589 گروه)

بازدید

۩۞۩وحید۩۞۩
۩۞۩وحید۩۞۩
در دوره

6 کلید یک رابطه موفق: دوستی، آزادی، صداقت، اعتماد، درک و گفتگو.

موسیقی
YousefAnooshe.jpg موسیقی

آهنگ جدید و بسیار زیبای به نام /

۩۞۩وحید۩۞۩
۩۞۩وحید۩۞۩
در وقتی...

بعضی وقت ها تو جیبت یه هزار تومان هم نداری

۩۞۩وحید۩۞۩
۩۞۩وحید۩۞۩
در وقتی...

از سایت ِ بیتوته خیلی چیزا رو یاد گرفتم ، [لینک]

۩۞۩وحید۩۞۩
۩۞۩وحید۩۞۩

نمیدونم وقتی پایم بی حس میشه ، بعدش که تکونش میدم خنده ام میاد ، دست خودم نیست ها خود به خودی ها

۩۞۩وحید۩۞۩
۩۞۩وحید۩۞۩
در وحید

فقط با تو راحتم

۩۞۩وحید۩۞۩
۩۞۩وحید۩۞۩

یٍٍ وَقـــتـی اونـــی کــِـه داری اَزپـــُشـــت مـیـکــنـــه مــیــکــنــه دورِِت وَ ـایِ گــَـرمــِـش مـــیـ خــــورِِه بــه ــردَنــِـت وَ زیــــر ٍٍ مــ ــیـ ـکـــنـــه ـــــ ـــت دارَمــــ ـ ـــ ـــ ـــ_ _ _ _

این ارسال را بازنشر کرده است.
۩۞۩وحید۩۞۩
۩۞۩وحید۩۞۩
در حدیث

از (س) ((( . . . دیــد گـــــآ ه . . . ))) ------------>"

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
۩۞۩وحید۩۞۩
۩۞۩وحید۩۞۩
در دوره

@❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁ نــــــــــــــــــه!!!

۩۞۩وحید۩۞۩
aksnevis-13.jpg ۩۞۩وحید۩۞۩

..

۩۞۩وحید۩۞۩
th ۩۞۩وحید۩۞۩

فواید نماز شب ((( دیـــد گــــــــآه . . . )))

۩۞۩وحید۩۞۩
216369_vPDGD92A.jpg ۩۞۩وحید۩۞۩

¸¸.•*´•. یک جرعه نفس ملکوتی ¸¸.•*´•.:خدایا پنجره های احساسم را باز گذاشته ام/ تا نسیم ملکوتیت را بر مشامم استشمام کنم /کاش لایق مهمانیت در زیر بارش رحمت آسمانت باشم ... آمین

۩۞۩وحید۩۞۩
۩۞۩وحید۩۞۩

تو خونه مون اسباب بازی زیاده ... همش هم اسباب بازی های محدثه .... احساسی که دارم

دیدنی ها
دیدنی ها

دو عاشق یعنی این

این ارسال را بازنشر کرده است.
۩۞۩وحید۩۞۩
۩۞۩وحید۩۞۩

@saba♫◙◙ ◙◙♫

۩۞۩وحید۩۞۩
۩۞۩وحید۩۞۩

‫در اولین صبح عروســی ، زن و شوهــر توافق کردند که در را بر روی هیچکس باز نکنند . ابتدا پدر و مادر پسر آمدند . زن و شوهر نگاهی به همدیگر انداختند . اما چون از قبل توافق کرده بودند ، هیچکدام در را باز نکرد . ساعتی بعد پدر و مادر دختر آمدند . زن و شوهر نگاهی به همدیگر انداختند . اشک در چشمان زن جمع شده بود و در این حال گفت : نمی تونم ببینم که پدر و مادرم پشت در باشند و در را روشون باز نکنم . شوهر چیزی نگفت ، و در را برویشان گشود . سالها گذشت خداوند به آنها چهار پسر داد . پنجمین فرزندشان دختر بود . برای تولد این فرزند ، پدر بسیار شادی کرد و چند گوسفند را سر برید و میهمانی مفصلی داد . مردم متعجبانه از او پرسیدند : علت اینهمه شادی و میهمانی دادن چیست ؟ مرد بسادگی جواب داد : چـــون این همـــون کسیــــه که ، در را برویم باز میکنـه !!!‬ (کپی پیست)

این ارسال را بازنشر کرده است.