كوچيك
دوستمـ دآریـ... دوستتـ دآرمـ... نمیـ گویمـ... نمیـ گوییـ... نمیـ دآنمـ تآ کیـ غرور باید آشنایـ چشمانـ بیـ قرآرمانـ باشد...
كوچيك
زندگی کوتاه تر از آن است که به خصومت بگذرد و قلب ها گرامی تر از آنند که بشکنند ، فردا طلوع خواهد کرد حتی اگر ما نباشیم .
كوچيك
و خاطره ات تا جاودان جاویدان درگذرگاه ادوار داوری خواهد شد...
كوچيك
مشق امشب تكراریست .. هزار مرتبه دوستت دارم ، تا انتهای دفتر
كوچيك
هراس .... یعنی ... من باشم و تو باشی ... و حرفی برایِ گفتن نباشد
كوچيك
به سلامتی کسایی که آرزوی یه دوستت دارم گفتن خودشون رو به دل آدم می ذارن ... اما دروغ نمی گن
كوچيك
چه کاغذ ها که سپیدی دلشان از نام تو سیاه شد، از دل تنگی هایم، از احساسم، هزاران هزار صفحه کاغذ سیاه شدند، کاغذ ها عاشق شدند
ولی تو....
كوچيك
صحبت از فاصله نیست ، صحبت از مهر و وفاست، شاید این فاصله ها ، محک عاطفه هاست .
كوچيك
گاه گاهی به درد دل خود میخندم ، خلق دارند تصور که دلی خوش دارم.
كوچيك
من به چشمان پر از مهر تو عادت دارم / به تو و طرز نگاه تو ارادت دارم / عطش حسرت دیدار تو را پایان نیست / اشتیاقی است که هر لحظه و ساعت دارم .
كوچيك
من می گویم دیگر برایم دلی نمانده ولی اگر باور نمی کنی، بگرد خوب هم بگرد! اما بدان پیش از تو یک نفر، هر آن چه را که این جا بوده با خودش برده