دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دفـتـر ســُـرخ

ستارگان سحر پیشمرگ خورشیدند .. درباره »
دفـتـر ســُـرخ
مرد - مجرد
امتیاز: 1550

دنبال‌شدگان

(204 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(317 کاربر)

گروه‌ها

(37 گروه)

بازدید

دفـتـر ســُـرخ
Pray_by_hasanalmasi.jpg دفـتـر ســُـرخ

حضرت علی [ ♥ ] : اگر بعد از گنـــاه دو ركعتــــ نماز خـــوانده و از خــداوند عافیـت در خواستــ شود اثر آن گنـــاه محو میشـــود ..

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

مردان

دفـتـر ســُـرخ
8510052130551951191021988722074312110890.jpg دفـتـر ســُـرخ

دعوا سرِ سربند یا بود ..

دفـتـر ســُـرخ
Fatemeh_Zahra5[ashura]13860813.jpg دفـتـر ســُـرخ

مادر که نباشد اول از همه بابای خانه یتیم می شود!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
دفـتـر ســُـرخ
05.jpg دفـتـر ســُـرخ

آدم پیر می شود... وقتی ش را صدا می زند و... جوابی نمی شنود!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
دفـتـر ســُـرخ
dcfd39d912ed6189953ac06a5bd80df7-300 دفـتـر ســُـرخ

فرقی نمی‌کند در کوچه‌های یا در خیابان‌های مـنامه؛ دســتِ شـرطـه‌های حـجاز هـــمـــیشه ســنگیـــن است...

دفـتـر ســُـرخ
w-fatema-1425.jpg دفـتـر ســُـرخ

هر کاری که بکند... اهل خانه هم یاد می گیرند .. مثلاً اگر شهید شود ..

این ارسال را بازنشر کرده است.
دفـتـر ســُـرخ
hazrat_fateme_zahra___www_shiapics_ir_20110317_1750826040.jpg دفـتـر ســُـرخ

آن رفت ، آن یـاس زیر باران رفـت . . .

دفـتـر ســُـرخ
qawem.org-b66c52228c.jpg دفـتـر ســُـرخ

اینجا ،، و آن زن ..

دفـتـر ســُـرخ
مواد-مخدر.jpg دفـتـر ســُـرخ

کشت خشخاش در در سال 2001 ( قبل از حمله نیروهای آمریکایی):7606 هکتار ،، کشت خشخاش در افغانستان در سال 2004 (3 سال از حضور آمریکا در افغانستان می گذرد) : 131000 هکتار

دفـتـر ســُـرخ
index.php دفـتـر ســُـرخ

قمقمه اش هنوز داشت.نمی خورد.از سر کانال تا تهش هی می رفت و می آمد ، لب های بچه ها را با آب قمقمه اش تر می کرد.ریگ گذاشته بود توی دهنش که خشک نشود ، به هم نچسبد...

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

شستم ،، هر آنچه از تو در دلم بود .. !

دفـتـر ســُـرخ
sqw.jpg دفـتـر ســُـرخ

داشت می رفت ، برای چندمین بار ، همه آمده بودیم دم در ، بابا قرآن کوچکش را باز کرد.صورتش سرخ شد.احمدرضا را دوباره بغل کرد و بوسید.احمد رضا که رفت گفتیم چه آیه ای آمد؟گفت : « آیه ای بود که ابراهیم پسرش را می برد برای قربانی.»مکث کرد.صورتش هنوز سرخ بود.گفت:«این بار آخر است.»

دفـتـر ســُـرخ
دفـتـر ســُـرخ

روزی تو خواهی آمد .. از سوی ..