دفـتـر ســُـرخ
هر شب می رفتیم گشت ، می خوردیم به کمین عراقی ها . دست هم رو ، حسابی خونده بودیم . آمدیم گزارش دادیم به علی آقا . محکم و قاطع گفت : «یه جای کار شما عیب داره !» اولش نگرفتیم منظورش چیه . گفتیم از هر طرف که می ریم ، گشتی های عراقی مقابلمان سبز می شن . سرش رو پایین انداخت و گفت : «#مشکل درون شماست . برید ببینید چه گناهی روز قبل مرتکب شده اید . خدای متعال این کمین های دشمن رو مقابلتان گذاشته تا روی خودتان کار کنید . برید .»