دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دفـتـر ســُـرخ

ستارگان سحر پیشمرگ خورشیدند .. درباره »
دفـتـر ســُـرخ
مرد - مجرد
امتیاز: 1550

دنبال‌شدگان

(204 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(317 کاربر)

گروه‌ها

(37 گروه)

بازدید

دفـتـر ســُـرخ
SA7IB ELZAMAN.JPG دفـتـر ســُـرخ

گفت:«لطفاً این پرونده ها را بشمار» ... گفتم:«مثل هفته قبل ... هنوز به سیصد تا هم نرسیده». غمی روی چهره اش نشست. گفت: «یاران من کی کامل می شوند؟...» ||

دفـتـر ســُـرخ
PIC337.JPG دفـتـر ســُـرخ

مادرم موقع خواستگاری برای مصطفی شرط گذاشته بود که" این دختر صبح که از خواب بلند می شه باید یه لیوان شیر وقهوه جلوش بذاری و... خلاصه زندگی با این دختر برات سخته".اما خدا می دونه مصطفی تا وقتی که شهید شد، با اینکه خودش قهوه نمی خورد همیشه برای من قهوه درست می کرد. می گفتم:" واسه چی این کارو می کنی؟ راضی به زحمتت نیستم". می گفت:" من به مادرت قول دادم که این کارها رو انجام بدم".

دفـتـر ســُـرخ
دفـتـر ســُـرخ

" خـلـایـق هـر چه لـایق " »» 1 ناو آمریکائی قایقی ماهیگیری را در سواحل امارات به عنوان تهدید شناسائی و هدف قرار داد . || 90 نظامی صهیونیست همراه با 12 کوماندو موفق شدن بیش از 750 راس گوسفند را از چوپانی در جنوب لبنان به اسارت بگیرند.

دفـتـر ســُـرخ
1342532803459906_large.jpg دفـتـر ســُـرخ

ده سالِ تمام، که می رفت؛ مادرش پیشانی اش را می بوسید . عصر حیاط را آب و جارو می کرد. می نشست لب ایوان تا برگردد . بیش از بیست سال است که مادرش پیشانی اش را نبوسیده ولی هنوز عصرها حیاط را آب و جارو می کند و می نشیند لب ایوان و نگاه می کند به در ..

این ارسال را بازنشر کرده است.
دفـتـر ســُـرخ
دفـتـر ســُـرخ

سخت است حرفت را نفهمند، سخت تر این است که حرفت را اشتباهی بفهمند، حالا میفهمم، که چه زجری میکشد وقتی این همه آدم حرفش را که نفهمیده اند هیچ، اشتباهی هم فهمیده اند. .:: دکتر علی شریعتی ::.

این ارسال را بازنشر کرده است.
دفـتـر ســُـرخ
522737_174484492674282_100003381984124_243597_391505391_n.jpg دفـتـر ســُـرخ

هر چه گریه و زاری کرد که صورت را ببوسد، اطرافیان نگذاشتند. مریم جلو رفت و به پدرش گفت: «خب بذارید باباشو ببینه». سرش را آورد در گوش مریم و گفت: عموت سر نداره، میفهمی؟ ||

این ارسال را بازنشر کرده است.
دفـتـر ســُـرخ
index.php دفـتـر ســُـرخ

شب عملیات من جلو بودم و علی پشت سرم. به دو به سمت خاکریز می رفتیم. از زمین و آسمان آتش دشمن می بارید. در یک لحظه کلاه از سرم افتاد. علی داد زد: «کلاتو بردار!» خم شدم کلاه را بردارم که حس کردم یک گلوله از لای موهایم رد شد و پوست سرم را خراش داد! برگشتم به علی بگویم «پسر! عجب شانسی آوردم» ... گلوله توی پیشانی علی بود. ||

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
دفـتـر ســُـرخ
15642227452687.jpg دفـتـر ســُـرخ

رئیس قافله افتاده بود توی چاه. صبحهای جمعه می آمد می نشست بالای چاه برایش گریه میکرد! ||

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
دفـتـر ســُـرخ
janbaz2-ardakan.jpg دفـتـر ســُـرخ

سلام آقا! جوراب مردونه دارید؟ بله خانم کوچولو! یه جفت میخوای؟ نه! یه دونه برای پای راست .. ||

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
دفـتـر ســُـرخ
1_90796400611633073831.jpg دفـتـر ســُـرخ

نمی دانی چه است اگر این "ماه" با تو تمام شود!

دفـتـر ســُـرخ
دفـتـر ســُـرخ

الهی! هرگز نگویمت که بیا دست من بگیر عمری گرفته ای مبادا رها کنی. . .

دفـتـر ســُـرخ
دفـتـر ســُـرخ

" بمیرید .. قبل از آن که بمیرید .. "

دفـتـر ســُـرخ
دفـتـر ســُـرخ

یکی چشمش را برای خـــدا می‌دهد؛ اما من و تو، می‌توانیم برای ، چشم‌مان را کنترل کنیم !؟

دفـتـر ســُـرخ
دفـتـر ســُـرخ

از همه بیشتر ، انکار گرانی توسط بعضی مسئولها آتشم می زنه .. !

دفـتـر ســُـرخ
qawem.org-49df7fb30e.jpg دفـتـر ســُـرخ

در فلک ، سیاره هایی است , در سیاره ها ، . در زمین ، قاره هایی و در قاره ها ، آسیا . در آسیا ، سرزمینی است , در این سرزمین ، . در فلسطین ، شهرهایی است , در شهرها خیابان هایی ، در خیابان ها تظاهراتی ، در تظاهرات جوانی . در سینه جوان ـی است ، و در قلبش ، ای .. "