velveshia
"دل ــتـَنگی"
فقط یک اِســم مُـــستـَعـآر استـــ،
برای تــَمام حــِس هاییـــ که
اسمـِشــآن را نمــی دآنــیم!
هر کــُدامـِشان
برآیـــ خود
یــِک دل ــتـَنگی
velveshia
درد بی عشقی ز جانم برده طاقت , ورنه من داشتم آرام , تا آرام جانی داشتم
velveshia
جسارت می خواهد ،... نزدیک شدن به دورترین افکار زنی ،.. که روزها " مردانه " با زندگی می جنگد اما شب ها ،... بالش اش از هق هق های " زنانه " خیس است !!! آری ! جسارت می خواهد ...
velveshia
دقیقا اون زمان که راننده تاکسی می خواهد سبقت بگیره حتما یه مسافر هست که بگه: آقا پیاده می شم!
velveshia
تو را خبر زدل بی قرار باید و نیست.... غم تو هست , ولی غمگسار باید و نیست
velveshia
خیلی وقتا می دونم که دارن سرم کلاه می ذارن اما روم نمیشه جلوشونو بگیرم. میگم شاید ناراحت بشن