velveshia
تا عاشقان به بوی نسیمش دهند جان.....بگشود نافهای و در آرزو ببست
velveshia
ندای عشق تو دیشب در اندرون دادند.....فضای سینه حافظ هنوز پر ز صداست
velveshia
ترسم این قوم که بر دردکشان میخندند..............در سر کار خرابات کنند ایمان را
بازی با کلمات و دِل واژه ...
وداع یار...................
velveshia
دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس کجاست دیر مغان و شراب ناب کجا
بازی با کلمات و دِل واژه ...
نسیم سحرگاهی...............
بازی با کلمات و دِل واژه ...
آرامش ابدی...................
velveshia
وطن کجاست که آواز آشنای تو چنین دور مینماید؟ که زمين .... از اينگونه حقارت بار نميمانْد اگر آدمي به هنگام ديدهي حيرت ميگشود شاملو
velveshia
دلم برای صدای کسی تنگ شده که حاضر نیستم حتی یه باره دیگه بشنومش . . .
velveshia
قبل از "خدا حافظی" ، بر نگــــردید و عقب نگاه نکید.. بد دردرسری میشه این " آخرین نــــگاه " !!!
velveshia
تا وقتیکه قلب شما نخواهد ، مسلماً مغزتان هرگز به چیزی عقیده پیدا نمی کند . ویلیام جیمز