velveshia
درآغوش خودم هستم... من خودم رادرآغوش گرفته ام! نه چندان بالطافت... نه چندان بامحبت... اماوفادار...وفادار
velveshia
همه رو خط زدیم تا به عشقمون برسیم... غافل از اینکه خودمون خط زده عشقمون بودیم تا به عشقش برسه..
velveshia
آدم مغــرور مثل کسی اسـت که بالای کـوه ایستاده و همه را کوچـک می بینـد غافـل از اینکه مـردم هم از پاییـن او را کوچـک می بیننـد...
velveshia
جسارت می خواهد ،... نزدیک شدن به دورترین افکار زنی ،.. که روزها " مردانه " با زندگی می جنگد اما شب ها ،... بالش اش ازهق هق های " زنانه " خیس است!!! آری!!! جسارت می خواهد!!!
velveshia
لبخند میزنم و او فکر میکند بازی را برده ... هرگز نفهمید با هر کسی رقابت نمی کنم..
velveshia
وقتی به دنبال آرزوهات می ری،
مدام به کوله پشتیت نگاه بنداز که مبادا سوراخ باشه و چیزایی که امروز داری دوباره بشه آرزوی فردات!
velveshia
یک بازاریابِ جارو برقی درِ خانهای رفته، خانومی در را میگشاید، قبل از آنکه خانوم حرفی بزند بازاریاب وارد خانه شده و یک کیسه کود گاوی روی فرش خالی میکند بازاریاب میگوید: اگر من قادر به تمیز کردن اینها با این جاروبرقی قدرتمند نباشم حاضرم که تمام این گ...ها را بخورم!! خانوم: سس سفید میخوای یا قرمز؟ بازار یاب چرا؟ خانوم: چند وقت برق خونمون قطعه!!
velveshia
زندگی کن به شیوه خودت ؛ با قوانین خودت ، با باورها و ایمان قلبی خودت .... مردم دلشان می خواهد موضوعی برای گفتگو داشته باشند ! برایشان فرقی نمی کند چگونه هستی هر جور که باشی ، حرفی برای گفتن دارند .... چه خوب چه بد موضوع صحبتشان خواهی شد ... !!!
velveshia
لعنتـــــ به همه چیزهـــایی که با تــــو خاطــره شد
velveshia
دستهایت را زیر تنهاییم ستون کن ... من از آوارگی بی تو بودن میترسم ...!
velveshia
بهترین جمله برای حل یه اختلاف همیشگی این است: شاید من اشتباه کردم....
velveshia
به اندازه مرگ بیزارم ؛ از کسی که در دلش چیزی دارد و بر لبانش چیزی دیگر ... !!!
velveshia
شاعر که باشی ؛ هیچ کس جدی ات نمی گیرد .... حتی اگر بگویی دوستش دارم ! می گویند : وایییییییییییی چه شعر قشنگی ... !!!
velveshia
اشتباه از آنجا شروع شد که تو را بیشتر از آنچه بودی پنداشتم..