velveshia
برایت دعا می کنم که ای کاش خدا از تو بگیرد هر آنچه را که خدا را از تو می گیرد
velveshia
حرف هایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد
velveshia
خیلی اوقات آدم از آن دسته چیزهای بد,دیگران ابراز انزجار می کند که در خودش وجود دارد
velveshia
گوگل جان! ای دانایِ توانا بذار حداقل 2 تا حرف از نوشتمو تایپ کنم بعد حدس بزن!!! آبرو حیثیتم رفت جلو بابام!!!
velveshia
یك روز صبح روزنامه نگاری داشت به سر كار می رفت كه به خاطر تصادفی كه شده بود توی ترافیك گیر افتاده بود. او می خواست كارش را انجام بدهد و از تصادف خبری تهیه كند .جمعیت زیادی دور محوطه تصادف جمع شده بودند بنابراین خبرنگار برای رساندن خود به محل تصادف فكری كرد و بعد فریاد زد بذارید رد شم من پسرشم من پسرشم وقتی به صحنه نزدیك تر شد فكر می كنید چی دید.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
یك الاغ
velveshia
سعی کن هیچ وقت اشتباه نکن.اگه هم اشتباه کردی بعد از اینکه متوجه اشتباهت شدی،عذر خواهی نکن.که همانا چنین عملی اشتباهی دگرباره هست.
velveshia
جهان از آن کسانی نیست که بهتر می دانند بلکه از آن کسانی است که کارهایشان را بهتر انجام می دهند.
velveshia
سکوت ؛ سرشار از سخنان ناگفته است . . . از حرکات نا کرده . . . اعتراف به عشق های پنهان و شگفتی های بر زبان نیامده . . . در این سکوت حقیقت ما نهفته است حقیقت تو و من . . .!!!
velveshia
غیر از این که هر کسی یه کودک درون داره ؛ یه خـَـر درونی هم داره که عامل اصلی برای عاشق شدن، ازدواج کردن و خیلی از چیز های دیگست
velveshia
مسئولیت زاده توانایی نیست زاده آگاهی ست. و انسان بودن.
velveshia
گاهی گمان نمیکنی و میشود . گاهی نمیشود که نمیشود . گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است. گاهی نگفته قرعه بنام تو میشود . می ستاند وقتی دل بسته ایم. نمی دهد وقتی منتظریم و هزار راه رفته ایم. و می فرستد وقتی که نا امید از همه ایم......
velveshia
خدا و انسان و عشق ، این است امانتی که بر دوش ما سنگینی می کند
velveshia
زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت تا جوجه هاشو سیر کنه... گوشته بدن خودشو میکند و میداد به جوجه هاش... زمستان تموم شد و کلاغ مرد! ولی جوجه هاش زنده موندند و گفتند: آخی،خوب شد مرد خسته شدیم از این غذای تکراری!!!!
velveshia
هروقت داشتی یه آدمی
رو تو ذهنت بزرگ میکردی ،
جا واسه پشیمونی هم بذار ...