دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
لایک(20 کاربر) |
پیگیریکنندگان دیدگاه(مشاهده) |
یک عکس، برشی از فضا و زمان است که گاه به اندازه هزار واژه در خود معنی و مفهوم در بردارد. با یک عکس یک لحظه برای همیشه جاودان و «فریز» میشود.
14 سال و 2 ماه و 24 روز و 1 ساعت و 11 دقيقه قبلاما بعد از گرفته شدن عکس چه بر سوژههای عکس میآید، پیش از این در «یک پزشک» در مورد عکسهای مشهوری مثل«مرد تانکی» و «مونالیزای افغان» نوشته بودم. واقعا دنبال کردن داستان و سرنوشت سوژههای عکسهای نمادین تاریخ عکاسی، جذاب است.
یکی از مشهورترین و شاید بتوانم به جرأت بگویم، مشهورترین عکس جنگ ویتنام، عکسی است موسوم به دختر ناپالمی.
چند روز پیش مصادف بود با چهلمین سال گرفته شدن این عکس، به همین مناسبت با هم داستان گرفته شدن این عکس و پیامدهای آن را مرور میکنیم:
در هشتم ژوئن سال ۱۹۷۲، دهکده کوچکی در ویتنام جنوبی به نام «ترنک بنگ» به دست نیروهای ویتنام شمالی افتاده بود، دختری نه سال به نام «فان تی کیم فوک» و خانوادهاش در آن زمان ساکن این روستا بودند و قصد داشتند با بقیه مردم و سربازان به جایی امن در ویتنام جنوبی بروند، اما یک خلبان ویتنام جنوبی، آنها را با سربازان طرف مقابل اشتباه گرفت و با بمب ناپالم به آنها حمله کرد، دو تن از اعضای خانواده «کیم فوک» به همراه دو نفر دیگر از ساکنان روستا در این جریان کشته شدند و پوست و لباسهای دخترک هم به سختی سوخت و آتش گرفت، طوری که مجبور شد لباسهایش را پاره کند و از تنش خارج کند.
دخترک در جاده منتهی به روستا میدوید و فریاد میزد: «خیلی داغه، دارم میمیرم، آب میخوام، به من آب بدید.»
یک عکاس ۲۱ ساله خبرگزاری آسوشیتدپرس در آن زمان در محل حضور داشت، او صدای فریادهای دخترک را برداشت و عکسی برداشت که برای همیشه جاودان شد. این عکاس نیک اوت Nick Ut نام داشت.
پسربچه سمت چپ در این عکس، «فان تانگ تام»، بردار کوچک کیم فوک است، دو بچه سمت راست او عموزادههای اویند. پشت سر او سربازان واحد ۲۵ ام ویتنام جنوبی دیده میشوند.
14 سال و 2 ماه و 24 روز و 1 ساعت و 11 دقيقه قبلعکس عالیای بود، اما در مورد انتشار آن با توجه به برهنه بودن دخترک تردید وجود داشت، اما در آن زمان عکاس دیگری به نام «هورست فاس» که مسئول بخش عکاسی خبرگزاری بود، استدلال کرد که نباید با تنگنظری جلوی انتشار این عکس را که بیان موجز وحشت و رضالت جنگ است را گرفت، عکس روز بعد منتشر شد و کاور روزنامه نیویورک تایمز شد. بدون نظر مساعد هورست فاس، که ماه پیش درگذشت و در «یک پزشک» در موردش نوشتهام، این عکس هیچگاه امکان انتشار نمییافت.
این عکس بلافاصله بازتاب زیادی پیدا کرد و به نماد مبارزات ضد جنگ تبدیل شد، در سال ۱۹۷۲ این عکس برنده جایزهپولیتزر و World Press Photo شد.
نوارهای صوتی به جا مانده از ریچارد نیکسون -رئیس جمهور وقت آمریکا- نشان میدهد که او به اصالت این عکس مشکوک بود یا شاید هم دوست داشت که بقبولاند که عکس ساختگی است، اما خود عکاس و مردم جهان هیج شکی در اصالت عکس و کریه بودن چهره جنگ نداشتند و باور داشتند که عکاس فقط زشتی جنگ را بازتاب داده بود.
14 سال و 2 ماه و 24 روز و 1 ساعت و 11 دقيقه قبلآن دختر هنوز زنده است و گواه اصالت عکس است. به علاوه دو عکاس دیگر هم فیلمهایی از قبل و بعد از حادثه برداشتهاند. بخشهای از فیلم برداشته شده در یک مستند به نام «قلبها و ذهنها» به کارگردانی «پیتر دیویس» که در سال ۱۹۷۴ برنده اسکار شد، استفاده شده است. این فیلم به صورت کامل در یوتیوب وجود دارد.
کیم فوک وقتی بزرگ شد، پزشکی خواند، اما دولت کمونیستی ویتنام تمایل داشت از او به عنوان یک ابزار تبلیغاتی استفاده کند، او مجبور شد که کالج را رها کند و به دهکدهاش برگردد، در آنجا به صورت مرتب با روزنامهنگاران خارجی ملاقات کند و جلوی آنها نقش بازی کند و حرفهایی را که به او دیکته میشد بگوید، او به شدت تحت نظر بود و رنج میکشید.
14 سال و 2 ماه و 24 روز و 1 ساعت و 10 دقيقه قبلدر سال ۱۹۸۲ او برای معالجات پزشکی به آلمان غربی رفت، با نظر مساعد نخستوزیر وقت ویتنام، در سال ۱۹۸۶ او اجازه یافت که در کوبا به تحصیلات خود ادامه دهد. در کوبا او با یک دانشجوی ویتنامی دیگر که به نام «بوی هوی توان» آشنا شد، آشنایی که به ازدواج آنها در سال ۱۹۹۲ انجامید. آنها ماه عسلشان را در مسکو سپری کردند. اما در بازگشت، وقتی هواپیمای حامل آنها مشغول تجدید سوخت در کانادا بود، آنها از هواپیما پیاده شدند و پناهندگی سیاسی درخواست کردند که مورد قبول واقع شد. این زوج حالا در آژاکس در اونتاریو زندگی میکنند و دو فرزند دارند.
در سال ۱۹۹۶، فوک با جراحانی که جانش را نجات دادند، ملاقات کرد. سال بعد او امتحان شهروندی کانادا را با موفقیت گذراند و شهروند کانادا شد.
در همین سال، فوک در روز یادبود کهنهسربازان جنگ آمریکا در جمع آنها سخنرانی کرد و گفت که یک شخص به تنهایی قادر به تغییر گذشته نیست اما همه با کمک هم میتوانند آینده توأم با صلح بسازند. در این مراسم جان پلامر، که زمانی ترتیبدهنده حملات هوایی ویتنام جنوبی بود، با فوک دیدار کرد و از او طلب بخشش کرد، درخواستی که در جمع پذیرفته شد. یک فیلمساز کانادایی مستندی از جریان این دیدار ساخته است.
در سال ۱۹۹۷، او در آمریکا بنیاد کیم فوک را تأسیس کرد که هدفش فراهم آوردن کمکهای پزشکی و روانپزشکی برای کودکان قربانی جنگ است. بعدها همین بنیاد او وجه بینالمللی به خود گرفت. درهمین سال، کیم فوک سفیر حسن نیت یونسکو شد.
بیوگرافی او در سال ۱۹۹۹، در کتابی منتشر شد.
در سال ۲۰۰۳، یک آهنگساز بلژیکی قطعه موسیقی را برای ساخت که در آلبومی منتشر شد و عواید آن به بنیاد فوک تخصیص یافت.
14 سال و 2 ماه و 24 روز و 1 ساعت و 10 دقيقه قبلدر سال ۲۰۰۴، دکترای افتخاری حقوق دانتشگاه تورنتو به او داده شد. در همین سال، فوک در دانشگاه کانکتیکات در مورد زندگی و تجربهاش سخنرانی کرد و ابراز داشت که چگونه قوی بودن و دلسوزی و عشق به بهبودش کمک کرد.
ذر سال ۲۰۰۹، رادیوی ملی آمریکا، برنامهای از او با عنوان مسیر طولانی بخشایش پخش کرد. قسمتی از صحبتهای او در این برنامه:
«بخشش مرا از نفرت نجات داد. من هنوز جوشگاههای (اِسکار) زیادی در بدن دارم و بیشتر روزها درد شدیدی را تحمل میکنم، اما قلبم صاف و پاکیزه است. ناپالم، چیز خیلی قدرتمندی است، اما ایمان، بخشایش و عشق به مراتب قدرتمندتر هستند. ما درگیر هیچ جنگی نخواهیم شد اگر یاد بگیریم چکونه با عشق واقعی ، امید و بخشایش زندگی کنیم.
اگر دختر کوچک این عکس توانسته این کار را بکند، از خودتان بپرسید که آیا شما هم قدر به این کار هستید؟»
در می ۲۰۱۰ فوک با کریستوفر وین که به نجات زندگیاش کمک کرده بود، ملاقات کرد.
14 سال و 2 ماه و 24 روز و 1 ساعت و 10 دقيقه قبلدر سال ۲۰۱۰، او در برنامهای برای رادیویی بیبیسی ۴ توضیح داد که چگونه بنیاد خیریهاش در سال ۲۰۰۳ به کمک امکانات پزشکی کانادا به نجات یک کودک عراقی به نام علی عباس که در جریان حمله به بغداد هر دو دست را خود از دست داده بود، یاری رسانده است.
کیم فوک حالا ۴۹ ساله است، جمعه هفته قبل در جریان میهمانی شامی به مناسبت چهلمین سال گرفته شدن این عکس تاریخی، اوبا عکاس -نیک اوت- و بقیه روزنامهنگاران، پزشکان و پرستارانی که او به او کمک کرده بودند، ملاقات کرد
منبع ! یک پزشک !
14 سال و 2 ماه و 24 روز و 1 ساعت و 9 دقيقه قبلوای من این عکس رو دیده بودم ... چه جالب
14 سال و 2 ماه و 24 روز و 1 ساعت و 9 دقيقه قبلبدن ٍ زنه رو ...
منابع: ویکیپدیا، abcnews ، گاردین
14 سال و 2 ماه و 24 روز و 1 ساعت و 7 دقيقه قبلاوه ! زدی لهم کردی ؟! چه خبره ! همش خارجی بود که ! خب من تو یک پزشک دیده بودم !
14 سال و 2 ماه و 24 روز و 1 ساعت و 5 دقيقه قبلعلیرضا منابع مختلف هست.درسته؟
14 سال و 2 ماه و 24 روز و 1 ساعت و 4 دقيقه قبلبله بله ! من هنگ کردم ! گاردین ! سکته زدم !
14 سال و 2 ماه و 24 روز و 1 ساعت قبل[لینک]
14 سال و 2 ماه و 24 روز و 57 دقيقه قبلخود خودشه...
14 سال و 2 ماه و 24 روز و 54 دقيقه قبلبله بله !
14 سال و 2 ماه و 24 روز و 53 دقيقه قبل