دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بعد از کلی کلنجار رفتن با خودم پاشدم کولر روشن کنم پمپ آبشو زدم گفتم تا پاشدم برم یه چاییَم بریزم یه بارگی [!] خلاصه رفتم و اومدم نشستم پای نت دیدم کولر اصلن خنک نمیکنه! پاشدم پنجره اتاقمو بستم. دیدم بازم خنک نشد. گفتم حتمن کولر خراب شده! بابام تو اتاقِ کناری بودن گفتم یادم باشه وقتی اومدن بیرون بگم بابا فک کنم کولر خرابه! بابام اومدن بیرونُ کلن یادم رفت بهشون بگم بعد اومدن بهم میگن بهار تو کولر روشن کردی؟ منم گفتم آره اتفاقن اصلن خنک نمیکنه! لبخندشونو که دیدم زدم زیر خنده و فهمیدم کلن یادم رفته کولرو روشن کنم

1391/04/23 - 23:52
15 ديدگاه
علیرضا

خاتره مفیدی بود! درسی که من از این خاطره گرفتم این بود که همیشه باید دستامونو با صابون بشوریم و با حوله خشک کنیم !

14 سال و 2 ماه و 8 روز و 5 ساعت و 1 دقيقه قبل
بـهـــار

نیما و سجاد من شومپتم ولی نه به اندازه ی شما

14 سال و 2 ماه و 8 روز و 5 ساعت قبل
Jangal

نه خدایی ما کوچیک شماییم بهار جان

14 سال و 2 ماه و 8 روز و 4 ساعت و 57 دقيقه قبل
بـهـــار

فدای شوما دوسی جونم

تازه اون چایی رو که آورده بودمم یادم رفت بخورم

اصن حواس نمیذارن که

14 سال و 2 ماه و 4 روز و 13 ساعت و 47 دقيقه قبل
./ DoostDar ./

ازین اتفاقا زیاد واسه منم میوفته , عادی شده !
سماور میسوزه و چایی دم نمیکنم , چایی سر میز جا میمونه , وارد مغازه میشم یادم نمیاد چی میخواستم بخرم !
اصن یه وضعی !!


14 سال و 2 ماه و 4 روز و 13 ساعت و 45 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)