دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

هرچی منتظر ِ اتوبوس شدم نیومد عصبانی بودم , از طرفیم یه آقای ِ بی شعوری که کنارم ایستاده بود هی زیر ِ لب یه چیزی خطاب به من میگفت , ناچار اومدم این سمت ِ خیابون سوار ِ تاکسی بشم , سوار ِ ماشین ِ یه آقای میانسال شدم , خوشبختانه مسیرش با من یکی بود : ) یه موزیک ِ خیلی شاد ِ قدیمی ــَم ( مخصوص ِ عروسی ) گذاشته بود , اصن من ذوق زده ازین همه شادی ُ شنگولی ِ اوشون هی به آقا ـِ اینجوری -> نگا کردم ُ هی زیر پوستی اینجوری -> کردم !! / اصن کلا عصبانیتم یادم رفت

1391/04/27 - 22:41 در روزنوشت

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)