دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

به بهانه خداحافظی روبرتو کارلوس.

1391/05/14 - 13:34 در رئال مادرید
4 ديدگاه
آرمین│a℞ℳ iℕ

4 ، 5 سال بیشتر نداشتم که اولین خاطرات فوتبالیم رقم خورد. تلوزیون های رنگی کم کم جای خود را میان خانواده های ایرانی باز میکردند و گاهی بعضی از بازیهای اروپایی با گزارش های سرد و کتابی امثال شفیع و خیابانی و کوتی آن هم بعد از چند ماه پخش میشد و برای حداقل منی که تازه الفبا فوتبال را یاد میگرفتم از هر نوایی خوش تر بود.. از صدا و سیمایی که تنها سیستم علی پروینی پرسپولیس و مشت و لگدهای بازیکنان در دربی( که البته آن زمان هنوز کسی نمیدانست دربی خوردنی است یا پوشیدنی) انتظار نمیرفت که پا را از بوندسلیگا و رقابت لورکوزن و بایرن فراتر بگذارد و
حداقل چند بازی از بهترین دهه فوتبال ایتالیا با حداقل ۵ قدرت مسلم پخش کند.

قیمت خرید بازیهای لالیگایی بالا نبود و بعضی از شبکه های عربستانی و لبنانی آن را ناقص پخش میکردند. این یعنی اولین جرقه های علاقه ام به بازیکن سر تراشیده ای که فارغ از رنگ ها همه دوستش داشتند. از همانجا بدون آنکه بدانم طرفدار رئال مادرید و برزیل بودم. بعدها فهمیدم فامیلی اش کارلوس است و اسمش روبرتو. دوستش داشتم بدون توجه به باخت و بردش. هم او هم رفیق کمی بلندترش رونالدو. گویی دهه سر تراشیده ها بود. لباس سفید مادرید همیشه برایش گشاد بود. با آن تبلیغ teka معروف. اولین باری که فهمیدم فوتبالی بودن، همیشه بردن نیست فینال ۱۹۹۸ بود. بهترین جام جهانی تاریخ از نظر من و تلخ ترین باخت برزیل و من. تنها شناختم از زیدان به لگدش به بازیکن عربستانی و بوسیدن دستبند هایش در دیدار با ایتالیا ختم میشد. به یکباره دیدم نه شماره ۹ برزیل آن بازیکن قبراق بازی با هلند است و نه اسطوره ام آن کچل فرز.

گذشت تا اینکه شبکه ۳ نارنجی پوشان والنسیا را مقابل مشکی پوشان مادریدی نشان داد. باز هم در فرانسه. ورزشگاه برایم آشنا بود اما نمیدانستم که اینبار اسطوره ام قرار است ۳ بر صفر پیروز باشد به جای اینکه ببازد. رائول و مورینتس را میشناختم و آن بازیکن شماره ۸ با موهای فر و فامیلی درهم و برهم. استیو مک منمن. با آن ضربه زیبایش و آن چیپ فراموش نشدنی اش در جهنم نیوکمپ. خفاش ها، نسل طلایی لاتزیو را شکست داده بودند اما مندیتا آن پدیده همیشگی نبود.

14 سال و 1 ماه و 18 روز و 4 ساعت و 40 دقيقه قبل
آرمین│a℞ℳ iℕ

کم کم خرید پیراهن های رئال برای عادی شده بود که مادریدی ها، بایرن را با رائول بردند و به گلاسکو آمدند. اولین بازی با تور مشکی. با توجه به پخش بازیهای بوندسلیگا و منفور بودن مادرید هواداران لورکوزن و لوسیو بیشتر بودند. تنها دروازبانشان بوت که ضربه آزاد و پنالتی هم میزد و بالاک را میشناختم. با یک تلوزیون سونی ۱۴ اینچ در حیات خانه و پدری خواب آلود که بعد از گل رائول خوابید و نمیدانست، اسکاتلند جایگاه تولد بهترین گل تاریخ چمپیونزلیگ و دیگر اسطوره مادریدی است. سولاری خوشتیپ و فامیل ردوندو بزرگ به کارلوس داد و چرخش زیدان. چرخش مادریدی ها در فضا. همه چیز آن شب خاص بود. گل زیدان، گل لوسیو، آن جوان سبز پوشی که تازه زیر لبش سبز شده بود. نمیدانستم کیست که میتواند جای سزار سانچز دومینگز را بگیرد. اشکهایش در آغوش هیرو بزرگ. رقص ماتادوری رائول گونزالس با پرچم اسپانیا.

گذشت تا اینکه به کره و ژاپن رفت. گل زیبایش به چین. مدل مو معروف رونالدو و تحقیر اولیور کان بزرگ در غیاب بالاک. مرد شکست خورده فینال ها. همانند یوونتوس. گزارش فردوسی پور و خاموشی های معمول تابستانی. حلقه برزیلی ها برای مسیح. او همان کارلوس برزگ ۱۹۹۶ بود. سلساو پر بود از بازیکنان محبوب جدید و قدیمی. رونالدو، رونالدینیو، کافو، دنیلسو، و محبوب ترین بازیکن تاریخ بارسلونا برای من یعنی ریوالدو. ولی او همچنان یک آس بود.


کهکشانی ها آمدند و رفتند و او کارلوس باقی ماند. گل های زیبایش به بارسلونا و مارسی و فاینورد. با آن اشتباه وحشتناکش در آلیانس آرنا تازه افتتاح شده و گل ماکای. در تمام این سال ها با آن ماهیچه های نامتعادل پاهایش. مورچه مریخی محبوب من بود. شاید بارزی و مالدینی بهترین مدافعین چپ تاریخ باشند اما روبرتو بی شک محبوب ترینشان است. گل چرخی زیبایش که شبیه پرتاب پرندگان در انگری بردز فضایی بود. بوسیدن توپ ها، دور خیز هایش، تغیر مسیرهای ناگهانی اش که بعدها رونالدو پرتغالی به تقلید از او اجرا میکرد. همه و همه از دلایلی بود که او را تبدیل به کچل دوست
داشتنی فوتبالی ها کرد.

14 سال و 1 ماه و 18 روز و 4 ساعت و 39 دقيقه قبل
آرمین│a℞ℳ iℕ

گرچه با افزایش سن و آمدن امثال سیسینیو، تورس و مارسلو به ترکیه و برزیل و روسیه مهاجرت کرد ولی همواره اتاقی را در دل مادریدی ها و سانتیاگو برنابئو خواهد داشت. بازی خداحافظی اش که قرار است میان رئال و آنژی باشد ما را یاد خیلی از نوستالژی هایمان میاندازد.

خداحافظ مورچه مریخی محبوب من.

14 سال و 1 ماه و 18 روز و 4 ساعت و 39 دقيقه قبل
sina

یاد استارتهای سریع و شوتهای خفنش بخیر.کلی خاطره دارم ازش...

14 سال و 1 ماه و 18 روز و 4 ساعت و 30 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)