دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

فرزانه نشسته بود رو چمناي دانشگاه ، سينا اومد سمتش در حاليكه كه كيف ِ خانومي ِ فرزانه رو دوشش بود و بي اعتنا به اينكه پسرا مسخرش ميكنن ... بعد نميدونم چي چي گفتن ، خنديدن به هم ، فرزانه داد زد داااااارم ، زيااااد داااااارم! دوستت ...

1392/02/25 - 00:27 در روزنوشت
3 ديدگاه
Bahramمحمدم

به اميد اينكه يه روز الهــــ ه نشسته باشه رو چمناي حالا هركجا...فلاني بياد سمتش و بلند داد بزنه دااااااارم...زيااااااد داااااااااااااارم...دوستت...بعد الهه پاشه بزنه زير گوشش بگه مگه خودت خوار مادر نداري

13 سال و 4 ماه و 7 روز و 8 ساعت و 54 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)