دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

@فـآطمه خـآنوم و دیگــر هیچ . . .

1392/03/07 - 23:55 در زندگــــی ِ مـــن
7 ديدگاه
✔ مــریم خانوم

تصور چشم هایت
غم را متوقف می کند
و در ترک لحظه در آینه
گلبرگی از سایه
از چشم هایت فرو می ریزد
چگونه است
که در بی سراغیهایت
هنوز هم
تراکم تابستان زیر دلم است
زیر پلکهایم”
جا خوش کرده ایی
می شود رعشه لبخندت را
دوباره به من بچشانی
بی آنکه بدانی
نور می پاشی به قلب من
می توانی تصور کنی
دستانم را
به طرف تو پیش می آورم
ولی تنها نورت را
نوازش می کنم
می خواهی من را ببینی
به سادگی پیچیده در شادکامی اتم
چقدر دوستت دارم
فقط من می دانم
تمام طول سپیده گلوی توست
و بامداد از صدای تو مست است
نامت را می خوانم
چترهای گل باز می شود
روی هر برگی می نویسمت
صدایت می زنم ناز گل
من هنوز مانده ام
پر از تو
تویی که
همه گل ها را به نامت کرده اند
بانوی شکوفه های عصر
من هنوز به تو می نگرم
شعله چشمانت
در دلم زبانه می کشد
در توالی روزها
و در لابه لای تمرینهای مدارا
در پی توام
و مشتاقم در دم
زانو بزنم
مقابلت . . .

----------
بازم تولدت مبارک عزیزدلم

13 سال و 3 ماه و 24 روز و 9 ساعت و 5 دقيقه قبل
فـآطمه خـآنوم

مرمم خیلی ناز بود که مث ِ خودت مث ِ چشای مهربونت

من هنوزم میمانم ، تا خیلی پر از

دوستت دارم ی ِ عالمه ، خیلی زیاد

پر از مهربونی ُ انرژی مثبتی

ممنون عزیزه دلم

راستی مرم

هی گفتی هی ازون رمان روی ماه خداوند را ببوس تعریف کردی

من رفتم خوندمش

خو مرم جمله های قشنگ زیاد داشتا ولی خو یکم لوس بود

ولی خو بازم رمان خوندی به منم معرفی کن


بازم ممنون پر شی از خنده

کنار چیز جانتونم خیلی خوشبخت باشی

مرسی

13 سال و 3 ماه و 23 روز و 20 ساعت و 46 دقيقه قبل
✔ مــریم خانوم

خوشالم دوس داشتیش

شومپیت کتاب خیلی قشنگی بود و ضمنا رمانش ی رمان ِ عام نبود , من کتاب ِ مزخرف نمیخونم , اگرم اتفاقی بخونم ب کسی پیشنهادش نمیدم

پیشنهاد میکنم چند ماه دیگه , مثلن تابستون , بازم بخونیش , اون وقت درک جدید تری ازش پیدا میکنی و حتا تعجب میکنی ک چرا اینارو اون دفعه متوجه نشدی . . . من واسه خودم پیش اومده ک کتابی رو خریدم , یکی دو فصل ک خوندم , حالم داشت بهم میخورد گذاشتم کنار و ی مدت بعد رفتم سراغش , اون موقع کلا نظرم عوض شد . . .

روی ماه ِ خداوند را ببوس کتاب قشنگی بود , خیلی قشنگ و ب نظرم مفهومی و جملاتش خیلی ساده و روان بود اما پشت ِ هرکدومش معنای ِ قشنگی خوابیده بود . نکته دیگه اینکه , این کتاب بیشترین تاثیرش رو کسی ِ ک سوالایی مث ِ همون سوالایی ک تو ذهن ِ نویسنده بود , تو ذهنش باشه , مثلا اینکه خدا چرا من ُ خلق کرده , چرا این همه مریضی و کوفت و زهر مار هست , چرا خدا رو نباید ببینیم و . . .

من ب شخصه چند تا سوال ازین مدل تو ذهنم بود و این کتاب دید بهتری بهم داد توام مطمئنم بازم بخونیش مدتی دیگه خوشت میاد .
ی مورد دیگه اینکه من خودم ی مدت هر چی کتاب میخوندم فقط دنبال این بودم ک ببینم کدوم جمله اش قشنگه , همین تمرکزم ُ از روند ِ اصلی ِ داستان و ماجرا دور میکرد و آخر کتاب ک میشد , میدیدم هیچی ازش ندارم جز چند تا جمله ی ِ قشنگ ک اگه کسی دربارشون ازم توضیح بخواد هیچی ندارم بگم ... حواست باشه هیچ وقت اینطوری نشی ...
سعی کن کتاب رو بدون زوم کردن رو کلمات بخونی , اینطوری باعث میشه متناسب با شرایط روحیت موقع خوندن ِ کتاب , درک متفاوتی از کتاب داشته باشی و متناسب با درکت ی سری از جملات برات معنای ی خاص پیدا میکنن. من گاهی جمله ای ب نظر خودم خیلی قشنگه و پر مفهومه اما اینجا ک مینویسم خیلی کمتر از بقیه پستام لایک میخوره , ک نشون میده ک دیگران ب اندازه من ازون جمله لذت نبردن و این دقیقا برمیگرده ب همون شرایط متفاوتی ک موقع خوندن هر کسی داره ... اما هیچ وقت پاک نمیکنم اینطور پستام رو چون عمیقا باهاشون ارتباط برقرار میکنم

ببخشید سرت ُ درد آوردم
بابت ِ دعات هم مرررســی , ایشالا

13 سال و 3 ماه و 23 روز و 19 ساعت و 13 دقيقه قبل
فـآطمه خـآنوم

پووووووف ایهمه مرم ببخشید کلی وقتتو گرفتما خانوم دکدر
میدونی آخه همش میگفت پارسا پارسا اصن اصاب نذاشته بود واسم
آخرشم که نفهمیدم پارسا واسه چی خودکشی کرد
ولی خودم حس کردم ، چون حقیقاتش ثابت کرده بود که دکتره فقط با عقل و تجربه هر چیزیو قبول میکرده اما چون نتونسته وجود خدا رو درک کنه با تجربه واسه همین خودشو کشته
تحیلیل ُ داشتی ؟
ولی خب واقعا رو من تاثیر گذاشت ، کلی انرژی داده بود بهم !
نه من که دنبال این نبودم ببین کدوم جملش قشنگه ولی آخر که با خودم فکر کردم جمله های قشنگش یادم اومد
ولی از اول دنبال جمله نبودم میخواستم اصل داستانو بفهمم
بوووس مرسی عزیزم بازم رمان خوندی ُ خوشت اومد به منم معرفی کن
تابستون سال پیشم 6 تا رمان حدودا 200 صفحه ای خوندم اصن اکثرش داغون
تک و توکی جالب بود
رمان خارجی هم قشنگه فقط خیلی اسماش یه جوریه قاطی میکنم
تشکر مرم گُلی ایشالاااااا

13 سال و 3 ماه و 23 روز و 13 ساعت و 32 دقيقه قبل
✔ مــریم خانوم

چند روز پیش از فریبا وفی رو خوندم , 3 فصل اولش خیلــــی بد بود , اما ازون ب بعدش چیزای قشنگی داشت , مث این بود ک کسی داره از طرف خود ِ آدم حرف میزنه , در کل دوسش دوسش داشتم مخصوصا از فصل 3 ب بعد

ب کودکی ک هرگز زاده نشد از اوریانا فالوچی هم عاااالیه

کتاب خوب زیاد خوندم , باز خواستی بگو

13 سال و 3 ماه و 23 روز و 10 ساعت و 7 دقيقه قبل
فـآطمه خـآنوم

بذا امتحانام تموم شه هر چی کتاب خوندی باید معرفی کنی بهم

حتمن میگیرمشون

مرسی عزیزم ، بابت همه چی . .

13 سال و 3 ماه و 22 روز و 15 ساعت و 47 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)